
امّا این امر برای آینده مردم ما چه تأثیری خواهد داشت؟ آیا می بایست از کمپانی که برای ما میکیامّا این امر برای آینده مردم ما چه تأثیری خواهد داشت؟ آیا می بایست از کمپانی که برای ما میکیماوس و یا سفید برفی را به ارمغان آورده بود نگران باشیم که در آینده نقش مهم تری در شکل دهی از همان و عقاید آمریکاییان دارد و استاندارد هر فرهنگی و اخلاقی خود را بر ملّت ما تحمیل خواهد کرد؟من به پرسش پاسخ می دهم: آری قطعاً باید نگران باشیم چرا که والت دیزنی دیگر آن گونه که از آن استفاده می شد نیست. این شرکت از تولید کننده سودمند سرگرمی های کودکان به ابزار انهدام فرهنگ عمومی تبدیل شده است. براین که بدانیم این مسأله چگونه اتفاق افتاده است. به ابتدا بازی کردیم. آقای والت دیزنی در سال 1901 در خانواده ای از طبقه کارگر در آمریکا به دنیا آمد. او سال های ابتدایی زندگی اش را مزرعه خانوادگی خود در مپسوری صرف کرد. او به عنوان یک نوجوان به خانواده اش از طریق فروش روزنامه کمک می کرد. اگرچه والت جوان از خاستگاه خانواده معمولی آمریکایی بر آمده بود ، وی دارای استعداد استثنایی بود. هنگامی که وی در مدرسه بود احساس و میل هنری قوی در خود احساس کرد و در یک دورۀ مکاتبه ای آموزشی نقاشی شرکت کرد. او گسترش توانایی های خود را در دوره دبیرستان ادامه داد و به عنوان کارکاتوریست نشریه مدرسه انتخاب شد. او در سن 16 سالگی از دبیرستان بیرون انداخته شده و در جنگ جهانی اول شرکت کرد. پس از جنگ به جای به پایان رسانیدن دورۀ دبیرستان او و هنرمند جوان دیگری شروع به ساخت فیلم های اینمشین در استودیو کوچکی در کانزاس سیتی کردند. آن ها کوشیدند از طریق پخش کنندگان فیلم در نیویورک برای فیلم های خود بازاری بیابند. امّا آن پخش کننده فیلم، فیلم های ایشان را دزدید، فروخت و ایشان فقیر برجای خود ماندتر در سال 1922 والت دیزنی در ابتدای 20 سالگی خواست شروع تازه را در هالیوود آغاز کردند. او دوربین خود را به منظور تهیه پول کافی سفر به کالیفرنیا فروخت. در آن جا وی از برادر خود روتی(Roy) که مدیری تجاری بود کمک خواست و شریک خود در کانزس سیتی را نیز مجبور کرد بدان جا بیاید. با انگیزه و استحکام والت آن ها یک استودیو جدید فیلم سازی گشودند. در این زمان آنان شخصیت کارتونی خرگوش اسوالد را ایجاد کردند. و با سری کارتون های اسوالد، استودیوی کوچک آن جای پایی در عرصه صنعت فیلم سازی بیابد. پس از آن در سال 1927 هنگامی که فیلم های باصدا به سینمای جهان عرضه شده والت شخصیت میکی موس(Micky Mouse) را خلق کرد خود والت شخصاً صدای میکی را فراهم ساخت میکی موس موفقیت عظیم والت دیزنی بود و باعث موفقیت و پیشرفت وی شده در طی این سال ها تخیل فعال دیزنی شخصیت های "Donald Duck" ، گوفی، فیل دامبو و سیر شخصیت های معروف فانتزی حیوانی را عرضه داشت که کودکان تا حتی افراد بالای 60 را مجذوب خودی ساخت . در سال 1937 دیزنی شاهکار خود یعنی سفید برفی و هفت کوتوله را خلق کرد. این اینمیشین ها همان گونه که کودکان را به سمت خود جذب می کرد، بزرگترها را نیز مجذوب خود می ساخت. پس از کارتون موفق سفیدبرفی، پینوکیو، فانتهازیا و باهبی به بازار عرضه شده. شرکت تولید فیلم والت دیزنی به قدرت عمده صنایع فیلم سازی آمریکا تبدیل شده. و حتماً قدرت بزرگ فیلم سازی در هالیوود بود که تحت سلطه یهودیان قرار نداشت. این حقیقت که والت دیزنی یهودی نبود باعث ایجاد مشکلات فراوانی برای وی گردید. او توسط یهودیانی محاصره شده بود که از تأثیر وی در فرهنگ آمریکایی خشمگین بودند. نبرد روانی علیه وی شکل گرفت. داستان هایی پخش شده که او یک فاشیت است. مشکلات کاری او شروع شد. البته مشکل اصلی والت دیزنی، تصور وی از جهان بود که در فیلم هایش بازتاب یافته بود و این تصویر با چهره جهان در ذهن تولید کنندگان یهودی فیلم که سرتاسر دور وی را احاطه نموده بودند تفاوت داشت. هنگامی که وی فیلم های سفید برفی و یا سیندرلا را ساخت یهودیان، بسیار عصبی شده اند. جان سفید برفی، جان کافا، با مختصات جهان سفید پوستان بود. یک دنیای اروپایی این مسأله خاطرات و حافظه نژادی سفید پوستان در آمریکا را به جنبش در می آورد هدف کارفرمایان یهودی هم اکنون در آمریکا این است که سفیدپوستان ریشه خود را فراموش کنند. با دادن شمار تکثّر و یا اختلاط نژادی می کوشند حضور خود در آمریکا را مخفی و قانونی و ساده فرض کنند. آنان چند فرهنگی را پس از جنگ جهانی دوم تشویق می کند. آنان به دنبال نشان دادن حقانیت چند فرهنگی، اختلاط نژادها و حضور پررنگ اقلیت ها در صحنه بودند. چرا که خود با آن منتفع می شوند. تمام شرکت های هالیوودی این امر را تبلیغ می کردند، جز والت دیزنی که برچسب فاشسیت و نژادپرست راه حلی برای وادار کردن دیزنی به پذیرش شرایط یهودیان بود. فیلم های دیزنی سرشار از مفاهیمی با مضامین عشق به حیوانات و یا طبیعت بود و با بدگمانی به انسان هایی می پرداخت که کاملاً در اقتصاد و یا زندگی شهری مضمحل شده اند. پس از مرگ والت در سال 1966، شرایط تغییر کرد. شرکت وی به نبوغ او برای دستیابی به موفقیت نیاز داشت و بدون وی شرایط برای رقابت با سایر شرکت ها بسیار دشوار شده. پس از دیزنی، سود شرکت برای چندین سال کاهش یافت و شرکا و هم صنفان صحت کارتون سازی چون Saul Steinbergو Irwin Jacob برای نابودی این شرکت کوشیدند در سال 1984، سهام داران خانواده دیزنی آن قدر ضعیف شده بودند که با انتقال و واگذاری شرکت به میشائیل ایسنر (رییس) یهودی Paramount Picture مخالفت کند. و این کمپانی به دست یهودیان افتاد.
طی اولین روز از ریاست ایسنر دیزنی - اولین روز چه باور کنید و چه نکیند وی دستور داد که فیلمی دربارۀ حادثه های پیچ وتاب دار جنسی در یک خانوادۀ یهودی عادی درلس آنجلس بسازند. این اولین فیلم از این دست بود امّا آخرین آنها نخواهد بود. در ابتدا این تفاوت آشکار بود و در واقع اکثر مردم بیرون در هالیوود شاهد تعارض ایدئولوژیک و فرهنگی میان دیزنی و سایر تهه کنندگان فیلم بودند . امّا اکنون هالیوود به جرگه این تولید کنندگان فیلم یهودی پیوسته بود.در واقع آیسنر با دیزنی کاری را انجام داد که خلاف اهداف اولیه این شرکت بود. او دیزنی را به ابزار دیگری برای ایجاد چند فرهنگی در آمریکا تبدیل کرد. او دیزنی را به ابزاری روانی ویرانگری برای تبلیغات به منظور فرهنگ یهود تبدیل کرد.
هیچ گونه مثال بهتری از نمونه های کارهایی که تحت نظر آیسنر در شرکت دیزنی تولید شده وجود ندارد. The Jungle books and pocahontas.در واقع در سال 1967 هنگامی که دیزنی مرد ، هنوز شرکت دیزنی حقیقی که با خط مشی وی کاری کرد، فیلم انیمیشنی مبتنی بر مجموعه داستانهای کتاب جنگل کیپلینگ (Kipling) تولید کرد. این فیلم یک فیلم مبتنی بر سنت های دیزنی بوده کودکان را شاد و خوشحال می کرد و ایشان را شستشوی فلزی نمی داد.امّا در سال 1944 آقای ایسنر نسخه جدیدی از این فیلم را تولید نمود. در این نسخه که در آن انگیزه های سیاسی به صورت واضحی روشن بود، شخصیت های زنده به جای تصاویر اینمیشین حضور داشته و اعمال جنسی بین نژادی انجام می دادند. در نسخه آقای آیسنر مرد سفید پوست به عنوان فردی نکوهیده، قابل استهزاء، ناجوانمرد و بی وفا به تصویر کشیده می شود. این مسأله برای آن است که ایشان می خواهند مرد سفید پوست مسیحی آمریکایی را تخطئه کنند و به نام چند فرهنگی، حضور پررنگ خود که یک اقلیت در جامعه آمریکا هستند توجیه نمایند. در این فیلم قهرمان سفیدپوست، نامزد سفید پوست طبعاً نمی خواهد فعالیتی انجام دهد که موجب بازتاب منفی در افکار عمومی آمریکایی ها گردد. او نمی خواهد توجهات آمریکایی ها را به مفاصد خود جلب نماید. او داستان هایی را با مضامین جنسی روانه بازای کند و در آن داستان ها به دنبال اهداف خویش است. آقای ایسنر هم چنین شبکه ABC را نیز تحت کنترل خود در آورده است. البته من انتظار تغییرات عمده ای را در طرز فکر اداره کنندگان این شبکه انتظار ندارم. شبکه ABC مانند سایر شبکه ها تلویزیونی شاهد حضور استوار یهودیان از همان ابتدا بوده است این شبکه به مدّت 30 سال زیر نظر ریاست فردی یهودی به نام لئونارد گلدنسن (Leonard Goldenson) بوده است.
فرید ABC توسّط ایسنر این شبکه را بیشتر در دستان یهودیان حفظ کرد. من از کنترل یهودیان بر رسانه ها بسیار نگران و این امر به دو دلیل است: اوّل افرادی که این رسانه ها را کنترل می نمایند فرایند سیاسی در آمریکا را نیز کنترل می کنند آن دولت و سیاست هایش را زیر سلطه دارند. چه دموکرات ها و چه جمهوری خواهان در برابر یهودیان نمی ایستند. بلکه یهودیان به آنان حق و حساب می دهند دومین دلیل ترس من از کنترل یهودیان بر رسانه ها برپایه ذات و نهاد بی همتا و خاص ایشان استوار است. مثلاً فرض کنید اگر فرقه با پاشیت ها (تعمیدی ها)بر رسانه ها مسلط شوند مسلماً دوست را وادار می کنند ، که قانونی علیه عشق بازی در روز یکشنبه (که روز مقدس مسحیان است) وضع نمایند.
و یا اگر روزی گیاه خواران بر رسانه ها مسلط گردند، ما ممکن است مجبور شویم به جای همبرگر سویا بردر بخوریم حال که یهودیان با آن سازمان فکری منظم و برنامه های هدفدارشان بر رسانه ها مسلّطند مسلماً ما را بدان روی می رانند که می خواهند.برای مثال به آن چه در موسیقی عامه پسند در چند سال اخیر روی داده توجه کنید شیوع آهنگ هارپ که توسط خوانندگان خاصی ارائه می گردد و فرزندان ما را نابود می کند مدرک خوبی در این راستا است.
صهيونيسم از زمان شكل گيري به عنوان يك جنبش و پس از آن تاسيس رژيم اسراييل با سيطره بر رسانه هاي گروهي و وسايل ارتباط جمعي , افكار جهانيان را به تسخير خود درآورد. يكي از مهمترين ابزارهاي تبليغاتي كه اين جنبش توانست در خدمت خود درآورد , سينما است , زيرا اين مقوله به دليل دارا بودن جذابيت خاص و متنوع بودن موضوعات , مخاطبين بسيار زيادي را در برمي گيرد. صهيونيسم از اين ابزار براي ترويج افكار صهيونيستي و تبليغ براي رژيم اشغالگر قدس استفاده نمود. افكاري كه اصولا بر پايه اقدامات نژادپرستانه پايه گذاري شده است . در اين راستا در مجله « الاخبار المسيحيه الحره » سال 1938 (1317 ) آمده است , « صنعت سينما در آمريكا كاملا يهودي است و يهودي بي آنكه احدي در اين زمينه با او منازعه كند , بر آن حكم مي راند. تمام كارپردازان اين صنعت يا يهودي هستند و يا از دست پروردگان يهودي . » سينما از زمان تاسيس در قرن نوزدهم در راستاي دو هدف عمده به كار گرفته شد كه عبارت بودند
1 ـ اهداف مادي و به دست آوردن سودهاي كلان
2 ـ تسخير انديشه انسانها از طريق انتشار افكاري كه مويد اهداف سياسي و اجتماعي آنها باشد كه متاسفانه تاكنون نيز در اين راه موفق بوده است . در اين مطلب ما برآنيم تا به بررسي سينماي صهيونيستي بپردازيم .
سينماي صهيونيسم هر چند برخي بر اين گمانند كه منظور از سينماي صهيونيسم , سينماي اسراييل است , اما بايد گفت سينماي صهيونيسم اختصاص به زمان و مكان خاصي ندارد , بلكه سراسر جهان را دربرگرفته است و در حال حاضر بزرگترين شركتهاي سينمايي جهان مانند « متروگولدن ماير » , « كلمبيا » , « وارنر » , « پارامونت » , « فوكس قرن بيستم » , « يونيورسال » و « هاليوود » را در قبضه خود گرفته است . تاريخ حضور صهيونيسم در سينما به كنفرانس صهيونيستي « پازل در 1879 (1258 ) بازمي گردد . زيرا در بند سوم اين كنفرانس بر اهميت رسانه هاي فرهنگي براي ايجاد اسراييل و ضرورت رواج روح ملي بين يهوديان جهان تاكيد مي گردد. از اينجا بود كه صهيونيستها به سينما توجه نشان دادند. سينماي صهيونيسم را مي توان به چهار دوره تقسيم كرد
دوره اول پس از كنفرانس پازل :
در اين دوره صهيونيستها به ساخت فيلمهايي برگرفته از داستانهاي تورات مي پرداختند و به تدريج اين انديشه را القا مي كردند كه فلسطين سرزمين موعود است . بعد از وعده « بالفور » در سال 1917 (1296 ) و اعلام فلسطين به عنوان اسراييل جديد , سينماي صهيونيسم در خلال فيلمهايي مانند « پسر زمين » و « ده فرمان » در سال 1925 (1304 ) و فيلم « صابر » به كارگرداني « الكساندر فورد » يهوديان پراكنده را براي مهاجرت به فلسطين تشويق مي كردند.
دوره دوم پس از تاسيس رژيم صهيونيستي :
در اين مرحله صهيونيستها كه از تاسيس رژيم اسراييل فارغ شده بودند به ساخت فيلمهايي روي آوردند كه در آن , اين مساله را تلفين مي كرد كه اسراييليها نماينده فرهنگ و تمدن پيشرفته بشريت هستند و در كنار آن اعراب را باديه نشيناني بي فرهنگ با خوي و منش غيرانساني و مسلمانان را افرادي خشن و گروههايي تروريست معرفي مي كردند تا از آنها تصويري نامطلوب در اذهان به وجود آورند. بعد از حمله رژيم صهيونيستي به مصر و محكوميت جهاني اين رژيم حتي از سوي ايالات متحده آمريكا , يهوديان به تهيه فيلمهايي پرداختند كه در آن اعراب را گرگهايي گرسنه معرفي كردند و خود را ملتي با تمدن و داراي فرهنگ اصيل نشان مي دادند.
دوره سوم پس از جنگ 1346 :
در اين دوره كه دوره طلايي سينماي اسراييل نيز محسوب مي شد , فيلمهايي ساخته شد كه در آن اين مضمون را تلقين مي كرد كه اعراب بايد قضيه فلسطين را فراموش كنند و وجود رژيم صهيونيستي را به خود بقبولانند. مردم جهان نيز بايد اين مساله را بپذيرند كه حق يهود در فلسطين از آنها غصب شده بود كه بعد از چندين سال يهوديان توانسته اند اين حق را اعاده كنند. در اين رابطه مي توان از فيلم « جنگ سينا » در سال 1968 (1347 ) و « نامم را نجوا كن » در سال 1972 (1351 ) به كارگرداني « جيمز كاموللر » را نام برد.
دوره چهارم پس از جنگ 1352 :
در اين دوره سينماي صهيونيستي شاهد تحولي بنيادين بود. زيرا سينما به سمت ترويج فساد و فحشا پيش رفت . در اين دوره كارگردانان به توليد فيلمهايي به ظاهر علمي روي آوردند كه در خلال آن به تبليغ بي بند و باريهاي جنسي و اخلاقي مي پرداختند. پس از مذاكرات « كمپ ديويد » و صلح بين مصر و اسراييل در سال 1976 (1355 ) كه سينما در همه ابعاد زندگي نفوذ كرده بود , سينماي صهيونيست گاهي به تبليغ انديشه يهوديان و قهرماني آنها مي پرداخت كه نمونه آن فيلم « روز استقلال » به كارگرداني « رونالدا ميريچ » در سال 1996 (1375 ) بود كه جوايز بسياري از جشنواره ها را به خود اختصاص داد. بعضي اوقات نيز كارگردانان با ساخت برخي فيلمهاي مربوط به قضيه دروغين « هولوكاست » به برانگيختن احساسات جهانيان و يا به دست آوردن دلار تكيه مي كنند كه بهترين مصداق آن فيلم « فهرست شيندلر » ساخته « استهان اسپيلبرگ » در سال 1994 (1373 ) است . اين فيلم هفت جايزه اسكار را به خود اختصاص داد. سينماي داخل اسراييل سينماي اسراييل تا قبل از جنگ 1967 (1346 ) محدود به سريالهاي كوتاه بود اما از اين سال به بعد با همكاري شركتهاي بزرگ سينمايي آمريكايي چون هاليوود به توليد فيلم روي آورد. ساخت فيلم در اين دوره مدتي به تاخير افتاد زيرا ساخت فيلمي براي مخاطبان اسراييلي چندان آسان نبود به اين علت كه اولا مخاطبان آنها از لحاظ فرهنگ و تمدن يكسان نبودند و فيلمي كه با ارزشهاي فرهنگي يك يهودي آمريكايي تعارض چنداني نداشت با فرهنگ يك يهودي شرقي تبار مغاير بود و حتي ممكن بود آن را توهين به خود تلقي كند. در اصل , وجود و يا پذيرش يك فرهنگ ملي , ريشه دار و مشترك در سينما نمود پيدا مي كند. به عبارت ديگر سينما جزيي از فرهنگ است كه اولين مخاطبان آن دارندگان همان فرهنگ مي باشند. به همين دليل اكنون بعد از پنجاه سال تاسيس , چندان در اين عرصه موفق نبوده است . به طور كلي بايد گفت سينماي صهيونيسم در حال حاضر بر سينماي جهان سيطره دارد. يكي از متفكران مسيحي غرب در اين رابطه مي نويسد : « .... يهود به وسيله خبرگزاريهاي جهاني , مغز جهانيان را شستشو داده است . يهود به وسيله فيلمهاي مبتذل افكار جوانان و فرزندان ما را تغذيه مي كند و آنها را از آنچه خود مي خواهد سرشار مي سازد و جوانان را فاسد و تباه مي سازد تا هميشه در خدمت آنها باشند. صهيونيسم در خلال دو ساعت (مدت نمايش يك فيلم سينمايي ) آداب و فرهنگي را كه معلم مدرسه , خانواده و مربي طي ماهها تعليم و تربيت در اذهان جوانان ايجاد كرده اند , مي زدايد. » پس جاي شگفتي ندارد اگر مي بينيم كه پرچمداران صنعت سينماي جهان اغلب يهودي هستند . طبق برخي آمار بيش از 90 درصد كل دست اندركاران عرصه سينما از تهيه كننده و كارگردان تا بازيگر. فيلمبردار و مونتاژگر يهودي هستند. اخيرا شبكه جهاني اينترنت با انتشار سرمقاله اي تحت عنوان « آيا هاليوود يهودي است » فهرست مفصلي از يهوديان شاغل در هاليوود را ارائه داده است . در مقابل اين جهانگيري سينمايي صهيونيستها , متاسفانه در جهان اسلام شاهد نوعي انفعال و بي اعتنايي به اين مقوله هستيم , صهيونيستها با استفاده از اين ابزار توانسته اند قضاياي دروغيني چون يهودي سوزي را به جهان القا كنند اما مسلمانان تاكنون نتوانسته اند از اين رسانه استفاده بايسته اي كرده و به حقوق تاريخي و مسلم خود دست يابند.
خبرگزاري قدس تهمينه بختياري
منابع و مراجع :
1 ـ « سينما و صهيونيسم » گروه فرهنگي بشري 2 ـ « نفوذ يهوديان بر رسانه هاي گروهي و سازمانهاي بين المللي » نوشته فواد الرفاعي 3 ـ نشريه ندا القدس شماره 12 4 ـ پايگاه اينترنتي « اسلام اون لاين » اگرچه برخي بر اين گمانند كه منظور از سينماي صهيونيسم , سينماي اسرائيل است اما بايد گفت سينماي صهيونيسم اختصاص به زمان و مكان خاصي ندارد , بلكه سراسر جهان را هدف گرفته است در حال حاضر بزرگترين شركتهاي سينمايي جهان مانند « وارنر » , « كلمبيا » , « متروگولدن ماير » , « پارامونت » , « هاليوود » , « يونيورسال » و..... تمام و كمال در اختيار صهيونيستها است سينماي صهيونيسم بوسيله فيلمهاي مبتذل , افكار جوانان را در سراسر جهان تغذيه مي كند و آنان را فاسد و تباه مي سازد تا هميشه در خدمت آنها باشند 90 درصد دست اندركاران عرصه سينماي جهان از تهيه كننده و كارگردان تا بازيگر , فيلمبردار و مونتاژگر يهودي هستند
هميشه در اين فكر بوده ام كه جواب كودكان معصومي را كه مي پرسند: «چرا بر خلاف عالم واقع در اين قبيل فيلمها هميشه موش برنده مي شود؟» چگونه بدهم و هيچ گاه پاسخي جز همين تحليل به ذهنم نرسيده است.
مورد ديگر، شخصيتهاي كارتوني مطرود و گوشهگيري هستند كه به دليل زشترويي توسط ديگران تحقير ميشوند ولي در نهايت اين ناتواني و زشتي با توانايي و زيبايي جايگزين ميگرد و آنها بر تمامي مشكلات غلبه ميكنند و غبطه رقيبان را بر ميانگيزند. انيميشن «دامبو، فيل پرنده» در زمره اين گروه از آثاراست. در اين فيلم شاهديم كه مادر دامبو بر خلاف ساير فيلها كه كلاهي زنگوله دار بر سر دارند ، كلاه عرقچين مانند مخصوص يهوديان را بر سر دارد و به جرم دفاع از فرزندش در اسارت به سر ميبرد! و خود دامبو هم طي عملياتي در سيرك پرچمي را كه به پرچم رژيم اشغالگر قدس بيشباهت نيست به اهتزاز در ميآورد.
كارتون «جوجه اردك زشت» هم كه شخصيت گوشه گير و آواره و زشت روي فيلم نامه تبديل به قوي زيبايي مي شود و در پايان فيلم به سمت خورشيد مي رود ، از همين كليشه پيروي مي كند و نماد يهودي تنها و مطرودي است كه با رفتن به سمت سرزمين موعودش به سعادت رسيده است. « عبارت رفتن به سمت خورشيد در تورات آمده و در بين يهوديان رايج است كه منظور از آن بازگشت به سرزمين موعود است.»
كارتونهاي بسياري هم مروج زندگي و اخلاق غربي هستند و سعي دارند خصوصا شرقي ها را شيفته و هضم شده در روشهاي غربي نشان دهند و با اين الگودهي مخاطبان را به سمت ارزشهاي دنيوي يهودي-آمريكايي بكشانند ؛ مثلا در سري جديد كارتون سند باد (افسانه هفت دريا) شاهد آنيم كه فضاي شرقي مجموعه هاي پيشين مبدل به فضايي خشونت بار و پر زد و خرد شده است.مثلا در صحنه اي كه سند باد از پشت سكان كشتي كنار مي رود،با هفتاد ضربه شمشيرو خون ريزي بسيار ، كنترل كشتي را به دست مي گيرد. شدت خشونت در اين فيلم آن چنان زياد است كه حتي دريا با خون افراد سرخ مي شود و مثل بسياري از فيلمهاي جديد غربي لشگري از شيطانكها و ديوها با سند باد و نامزد خشن و مبارزطلب او «مارينا» و دوست وفادارش «كيل» مي جنگند. حتي ديالوگها هم خشونت بار است. جالب است كه نويسنده اين فيلم«جان لوگان» در كارنامه خود اثري پر برخورد چون «گلادياتور» را دارد. در اين محصول والت ديزني هم «ميشل افايفر» يهودي به جاي«اريس» خداي جنگ صحبت مي كند.در اين فيلم سند باد بر خلاف گذشته ظاهري كاملا غربي و بي هويت گرفته كه در نقش يك دزد دريايي قهار بايد از هفت دريا عبور كند وكتاب صلح را از خداي جنگ (اريس) بدزدد و شهر و شاهزاده را از خطر نابودي نجات دهد. جريان در شهر «سيراكيوس» كه شاهزاده عادلي به نام «پروتئوس» در آنجا حكومت مي كنداتفاق مي افتد. در اين فيلم از علاء الدين وعلي بابا هم خبري نيست.
در كارتون «لوك خوش شانس» گانگستري سفيد پوست كه نماد كلانتر و قانون اومانيستي آمريكايي است وهميشه ورد زبانش تنهايي و غريبي و آوارگي خودش مي باشد ، با چهره و اخلاقي نيكو (كه با وجود اسب بذله گويش « سالي» و سگ خنده رويش «بوشويك» جذابيت دوچنداني مي يابد) هميشه در جستجوي مجرمان و تبهكاران است و هيچگاه با شكست روبرو نمي شود. در بعضي از قسمتهاي آن شاهديم كه لوك متمدن و مهربان فرشته نجات سرخپوستان ساده لوح و مردمي از فرقه هاي مذهبي خرافي مي باشد و اگر نبود لوك جنگ قبيلگي و ظلم تبهكاري همه جا را فرا مي گرفت. بالاخره براي ما هنوز جاي اين سوال باقي است كه خانه لوك كجاست؟ و چرا هميشه در پايان غرور انگيز پيروزيهايش در غروبي زيبا به سمت خورشيد (نماد سرزمين موعود دركتاب مقدس) مي رود! بالاخره فسادها و جرمهاي فراوان و رو به رشد موجود در غرب را ببينيم يا حرف كارگردان «لوك» را گوش بدهيم.
در بسياري از فيلمها و كارتونهاي پليسي هم جاي اين سوال باقي است.
در كارتون «گاليور» هم مي بينيم سفيد پوست بزرگي با سمبلها و مدلهاي مو و لباس نژاد انگليسي-آمريكايي به جزيره آدم كوچولوها (جهان شرقي) مي رود و اين كوچولوهاي بي دفاع بر قدرت مادي و مغز پرجولان گاليور تكيه كرده و دشمنان خود را شكست مي دهند و بدون حضور گاليور شكست آنها قطعي بود.
در فيلم «رابينسون كروزوئه» هم شاهديم سفيد پوستي انگليسي تبار كه كشتي اش شكسته و در جزيره اي تنها مانده است با سياه پوستاني بي تمدن و وحشي و آدم خوار رو برو مي شود كه يكديگر را قرباني كرده و مي خورند؛ اما رابينسون پرعاطفه و دل نازك يكي از اين بي تمدنها را به نام «جمعه» از دست قبيله آدم خوار و سبك مغزش نجات مي دهد و جمعه در اثر همنمشيني با اين يار مهربان « با سواد» مي شود و به سمت تمدن و پيشرفت حركت مي كند و به تدريج تمام آن مردم عقب مانده به شيوه هاي زندگي و معاشرت رابينسون ايمان آورده و آن قهرمان بزرگ را به عنوان رهبر و منجي عزيز خود مي پذيرند و به سبك او زندگي مي كنند. آيا غلوآميزتر از اين هم مي شد تمدن غرب را به عنوان تنها سرور و راهبر جهانيان توسعه نيافته و به اصطلاحِ غربي ها «جهان سومي» ، معرفي كرد يا نه؟
نگره صهيونيستي حاكم بر آثار والت ديزني، بعضاً به توليد انيميشنها و فيلمهاي تاريخي در خصوص زندگي انبياي الهي منجر شده كه سه كارتون: «كشتي نوح، زندگي حضرت موسي و زندگي حضرت يوسف» عليهمالسلام از آن جملهاند. در تمامي اين آثار، بر اساس قصص تورات، روايات تحريف شدهاي از زندگي انبياي اولوالعزم ارائه شده است كه شأن و منزلت و عصمت اين بزرگ مردان را در ذهن مخاطب پائين مي آورد و رواج سكولاريسم (جدايي دين و دنيا) و مادي گرايي را تسريع مي كند. جالب توجه آنكه در برخي از اين آثار، شخصيتهاي اصلي انيميشن با صداي مشهورترين ستارگان يهودي سينما سخن ميگويند! مثلاً در انيميشن «پرنس مصر» كه روايتگر زندگي حضرت موسي عليهالسلام است، «وال كيلمر» به جاي موسي عليهالسلام، «ميشل اِفايفر» به جاي همسر و «ساندرا بولاك» به جاي خواهر او صحبت ميكنند. همچنين در تيتراژ پاياني اين انيميشن پر هزينه اسامي مشهور ديگري (از بازيگران يهود هاليوود) ميتوان ديد كه صداي آنها براي بسياري از تماشاگران غربي خاطرهانگيز و آشناست.
علاوه بر انيميشن، در عرصه فيلم كودك نيز هاليوود از تعدي صهيونيستها مصون نمانده و كليشههاي خاصي در قالب فيلم كودكان، طي چند دهه اخير مدام تكرار شدهاند. مثلاً كليشه كودك محروم مانده از ميراث اجدادي يا جدا افتاده از آغوش گرم مادر كه هر يك به نوعي تداعيگر يهودي مظلوم و به دور مانده از سرزمين مادري خويشاند در اين قبيل داستان ها از پيام هايي كه در كتب مقدس يهوديان آمده است ومخاطب يهودي و بسياري از غير يهوديان به راحتي مي فهمند كه منظور از آن چيست استفاده مي شود يهوديان اسراييل را مادر قوم خويش مي دانند و اينكه شهر يا منطقه اي به انسان تشبيه شود، درجاي جاي تورات آمده است.«داستان سيندرلا»مثال خوبي براي اين كليشه نخ نما وتكراري است.
داستان « هاچ زنبور عسل » هم به كودك يهودي مي فهماند كه بايد به دنبال مادرزيبا و نوراني خويش باشي و همه غير يهوديان موجوداتي مخوف ، بدجنس و حتي بد بو هستند كه مي خواهند او را از بين ببرند. اين داستان به بچه هاي غير يهودي هم اين پيام را القاء مي كند كه ديگران دشمنان و موانع رسيدن او به هدفش هستند و در مجموع حس اعتماد به ديگران را در كودك از بين مي برد.
كليشه كودك شيطاني كه با زيركي بر دشمناني كه قصد تجاوز به خانه و كاشانه او را دارند، فايق ميآيد و آنها را به سختي مجازات ميكندهم شبيه مورد قبلي است. مجموعه طنز «تنها در خانه» بر اساس همين كليشه پديد آمده و با نگاهي ساده به مضامين آن، ردپاي چهار جنگ اعراب و اسراييلي و شكست اعراب در هر چهار جنگ را ميتوان ديد.
برخي از آثار انيميشن نيز محملي براي پيامهاي سياسي هستند. مثلاً در كارتون «شير شاه» ردپاي نزاع دو ابرقدرت طي سالهاي جنگ سرد و آشتي مجدد نسلهاي آتي بعد از فروپاشي نظام كمونيستي در شوروي سابق به وضوح مشهود است. توضيح اينكه شير نماد سلطه جهاني يهود است و در تورات آمده است : « وبقيه يعقوب ، در ميان امتها و قومهاي بسيار مثل شيردر ميان جانوارن جنگل و مانند شير درنده در ميان گله هاي گوسفند خواهند بود كه هنگام عبور پايمال مي كند و مي درد و كسي نمي تواند مانع او شود. قوم اسراييل دربرابر دشمنانش خواهد ايستاد و آنها را نابود خواهد كرد. ».
همان كسي كه شيعيان او را «مهدي»، مسيحيان او را «عيسي»، زرتشتيان او را «سوشيانت» و قومهاي ديگر او را با نامهاي ديگر ميخوانند. تماميمنتظران ظهور، به مرحلهاي معتقدند كه يك ضد منجي كه عصاره تمام شرارتهاست و تمامينيروهاي شيطاني را به همراه خود دارد و مهمترين مانع منجي موعود است. در نبرد نهايي ميان اين دو كه جنگي بسيار بزرگ و خونين است منجي موعود به همراه يارانش به كمك امدادهاي الهي بر لشكر شيطان پيروز ميشوند.
سربازان و ياران منجي، انسانهايي باايمان و نيرومند هستند كه خود را از پيش، براي چنين روزي آماده كردهاند.
كشيش پت رابرتسون (pat robertson) از رهبران صهيونيسيم مسيحي ميگويد: «اكنون آمريكا، نماينده خداست در روي زمين، براي ظهور مسيح».
آري به اعتقاد آنان، آمريكا يا لااقل رهبران اين كشور، پيامبران معصوميهستند كه به دنياي پر از گناه فرستاده شدهاند تا جهان را به سر منزل مقصود برسانند.
جورج بوش اول، روز 6 مارس 1992 در نشست مشترك سنا و مجلس نمايندگان كنگره آمريكا (كه بيشباهت به سخنراني جورج بوش دوم در 20 مارس 2001 نبود) خطابه معروفي ايراد كرد كه ضمن آن، سياست نظم نوين جهاني را اعلام كرد.
سياستي كه طبق آن نميتوان پذيرفت، گوشهاي از كره زمين از اصول آمريكايي در مورد آزاديهاي فردي و حكومت دموكراتيك معاف باشد.
سياستي كه طبق آن براي پيروزي در جنگ عليه تروريسم بينالمللي، جنگ ايدهها و عقايد بايد راه انداخت.
در اين نظم نوين جهاني كه به قول فوكوياما، تئوريپرداز، پايان تاريخ اسلام درياي فاشيستي براي شناي تروريستهاست و يا به قول توماس فردمن، تحليلگر سياسي آمريكايي، اسلام بزرگترين دشمن غرب است و جنگ با اين دشمن، تنها با ارتش ممكن نيست، بلكه بايد در مدارس، كليساها، مساجد، معابد به رويارويي با آن پرداخت.
هماكنون سير محصولات فرهنگي غرب براي تحقق بخشيدن به آرمان فوق، راهي بازارهاي كشورهاي مسلمان شده است؛ محصولاتي كه شخص پس از استفاده از آنها، از هويت و فرهنگ خود دلزده ميشود، آمريكا را به عنوان «امپراطور صالح دنياي جديد» ميپذيرد و او را «عصاره نيروهاي خير عالم» تصور ميكند.
يكي از اين محصولات فرهنگي ـ كه بسيار نيز تأثيرگذار است ـ بازيهاي رايانهاي هستند كه بيشتر، سرمايههاي اجتماعي جهان اسلام را هدف گرفتهاند.
بيش از دو دهه است كه بازيهاي رايانهاي وارد بازار شدهاند. اولين آنها، بازيهاي شركت آتاري (ATARI) (دستگاه TV GAME) مانند بازي PONG كه تنها شامل دو خط، يك توپ و يك زمين مانند زمين تنيس بود. پس از آن بازيهاي ويدئويي سير تكاملي خود را طي كردند كه در اواسط دهه هشتاد، بازيها بيشتر به سمت جنگي (WAR GAME ) سوق پيدا كردند. علت آن علاوه بر مسائل فني جو متشنج اواخر دهه 80 آمريكا، ناشي از جنگ سرد با شوروي و ديگر برنامههاي رييسجمهور وقت (ريگان) بود. بازيهايي مثل star flight و... .
پس از پايان جنگ سرد و فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، ايالات متحده كه خود را بيرقيب در جهان يافت، تصور امپراطوري بر دنيا براي او به هدفي جدي تبديل شد و از هر وسيلهاي براي اثبات و جا انداختن اين هدف، استفاده كرده و ميكند.
بازيهاي رايانهاي يكي از اين ابزار و وسايل است. در اين بازيها، آمريكا، مدينه فاضله و آرمانشهر، نهايت رفاه، صلح و امنيت معرفي ميشود و نظام فرهنگي آن، تنها سيستمياست كه جهان را از خطرات گوناگون حفظ ميكند.
تفكر حاكم بر اين بازيها، نشأت گرفته از منجيان متنوع آخرالزمان است كه هر كدام، داراي ويژگيهاي منحصر به فرد خود ميباشد.
آخرالزمان تكنولوژيك:
در آخرالزمان تكنولوژيكي، رباتها و ساختههاي دست بشر، به مرحلهاي از تكامل و هوش ميرسند كه عليه انسانها دست به شورش زده و قصد نابودي نسل بشر را دارند و انسانها نيز توانايي مبارزه با آنها را ندارند. در اين زمان، يك منجي شجاع كه داراي قدرت عشق و ايمان است (خصيصهاي كه ماشينها از آن بيبهرهاند) به مبارزه برميخيزد و پس از نبردهاي طولاني و سخت، نسل بشر را نجات ميدهد.
مثلا شما در بازي ماتريكس (ENTER THE MATRIX )، به همراه يك گروه از آرمانشهري به نام زايان (ZION) وظيفه نجات جهان را از دست انساننماها بر عهده ميگيريد و در حين بازي، بايد با شجاعت بينظير خود، جهان را از دست ماشينهاي ديوصفت نجات دهيد.
آخرالزمان طبيعي:
در آخرالزمان طبيعي، طبيعت سر به شورش برميدارد و بشر را با حربههايي مانند زلزله، گرد باد، طوفان، آتشفشان، سيل و... تهديد ميكند و يا دخالتهاي بيجاي انسان در ساختارهاي ژنتيك باعث پيدايش غولها و حيوانات ناشناخته عظيمالجثهاي ميشود.
به عنوان مثال در بازي «جزيره سايهها»، شما براي پي بردن و نجات بشريت از دست «آلن» و «اوبد» مورتون (كه پدر خود را كه يك دانشمند ژنتيك بوده كشتهاند) كه قصد دارند به وسيله تحقيقات پدرشان، بر جهان مسلط شوند.
آخرالزمان تخيلي:
در آخرالزمان تخيلي، موجودات ناشناخته فضايي زمين و نسل بشريت را به مخاطره انداخته و اين بار يك منجي بسيار دانا با قدرت ماوراء انساني به مبارزه با اين موجودات ميپردازد.
به عنوان مثال در بازي «سام ماجراجو» شما به عنوان يك منجي در نقش سام استون ظاهر ميشويد. سام به خاطر شجاعت فوقالعادهاش در مبارزه با اين موجودات، به اسطورهاي تبديل شده، به كمك ماشين زمان به گذشته برميگردد تا جنگ بر عليه اين ياغيان را به نفع بشريت تمام كند.
آخرالزمان اسطورهاي:
در آخرالزمان اسطورهاي، يك ضد منجي از دل افسانهها و اسطورهاي باستاني پا به دنياي ما گذاشته و قصد نابودي بشر را دارد كه در اين حال با ظهور يك منجي آگاه به دنياي اسطورهها و مجهز به جادو و سحر، به مبارزه با اين دشمنان ميپردازد.
مثلا در بازي «نفرين شدگان» شما به عنوان يك منجي در نقش دختر يا پسر 15 ساله يك كشاورز، بازي را آغاز ميكنيد. متجاوزان كراگ، به فرمان يك موجود اهريمني، در جستجوي جادو و سحرهايي براي حكمراني بر كل دنياست. اين اهريمن ميخواهد با استفاده از اين جادوها، تمام موجودات خوب دنيا از جمله شما را به اسارت در آورد كه شما، يك ماجراجوي سرسخت، مبارزه با اين شيطان را بر عهده ميگيريد. شما براي اين كار بايد از جنگلهاي انبوه و ژرف، درههاي خشك، بيابانها،سياهچالهاي مرطوب، گورستانهاي قديمي، كوههاي پر از برف، غارهاي يخي و از عمق غارهاي پر از مواد مذاب عبور كنيد تا از اين فاجعه جلوگيري كنيد.
يكي ديگر از ايدههاي حاكم بر بازيهاي رايانهاي، جنگ هستهاي است كه از آن با عنوان آرماگدون (armageddon) نبرد نهايي حق عليه باطل ياد ميشود كه استفاده از سلاح اتمي در آن قابل پيشگيري نيست و ظهور حضرت مسيح بدون وقوع اين حادثه ممكن نيست. در بازيهاي مختلف به اين پديده پرداخته شده است.
بعنوان مثال شما در بازي «مأمور مخفي 2»،در نقش كيت آرچر، يك جاسوس خبره ظاهر ميشويد كه ميبايد از وقوع جنگ هستهاي و نابودي نسل بشر توسط تروريستها جلوگيري كنيد.
آخرالزمان ديني:
در ميان آخرالزمانهاي مختلف، آخرالزمان ديني مورد توجه خاص قرار گرفته است.در اين آخرالزمان، انسانهاي شيطانصفت در قالب گروههاي تروريستي و ... قصد به دست گرفتن قدرت و نابودي تماميعناصر پاك و خدايي را دارند و شما به عنوان منجي، در نقش جاسوس خبره و با ايمان و يا سربازان ماهر و معتقد (عمدتا سربازاني از ارتش آمريكا و انگليس) به عنوان «پليس صلح جهاني» ظاهر شده و به مبارزه با دشمنان بشريت ميپردازيد (حال ممكن است اين دشمن قبلا در زمين به جنايت پرداخته و شما مجددا به مبارزه با آن ميپردازيد و يا دشمناني كه در آينده پا به عرصه جهان خواهند گذاشت).
بازيهايي همچون «اسلحه مرگبار»، «گروه ضربت»، «بازگشت به قلعه ولفن اشتاين» و... در بازي «اسلحه مرگبار»، شما در نقش يك گروه ضد تروريستي بايد 11 مأموريت مختلف و پرهيجان را پشت سر بگذاريد و در طي عمليات، علاوه بر ناكام گذاشتن تروريستها در فعاليتهايشان، اسناد و مدارك مختلفي جمعآوري كنيد و به برنامههاي آينده تروريستها پي ببريد. در ضمن بايد گروگانها را نجات دهيد. هر گونه خطا باعث به خطر افتادن جان گروگانها ميشود. يا در بازي «گروه ضربت» در سال 2008 به مبارزه با ميهنپرستان افراطي مسكو برويد. قصد آنها تأسيس مجدد امپراطوري اتحاد جماهير شوروي است. تاجيكستان، اوكراين، بلاروس و ديگر كشورهاي استقلاليافته، يكي پس از ديگري در شرف پيوستن به اين امپراطوري هستند و يا در بازي معروف «بازگشت به قلعه ولفن اشتاين» (RETURN TO CASTLE WOLFENSTEIN) مجددا به مبارزه با نازيها ميرويد.
در اين بازي تعدادي از فرماندهان ارشد «اس.اس» از جمله هيملر (فرمانده كل نيروهاي اس.اس) قصد دارند تا با توسل به تكنولوژي پيشرفته و استفاده از قدرتهاي مافوق طبيعي به جنگ عليه بشريت بيايند و شما در نقش مأموراني از ستاد ضداطلاعات ارتش بايست از اجراي اهداف فوق جلوگيري كنيد و جهان را از نابودي نجات دهيد
و يا در بازي «call of duty» شما در نقش سربازان انگليسي، آمريكايي و روسي آموزش ميبينيد و براي مبارزه با آلمانيها به منطقه اعزام ميشويد. شما پس از طي كردن مراحل مختلف، وارد برلين ـ پايتخت آلمان ـ شده و پرچم آزادي! را بالاي ساختمانها به اهتزاز در آوريد.
علاوه بر بازيهاي ذكر شده كه به دشمنان بشريت در گذشته يا آينده پرداخت شده است، غرب سعي دارد سياستهاي تجاوزگرانه كنوني خود را در عرصه بينالملل توجيه كند؛ اهدافي همچون مبارزه با تروريسم بينالمللي، مبارزه با گروههاي تروريستي همچون «القاعده» و يا مبارزه با ديكتاتورهاي جهان همچون صدام و... .
اين روند پس از 11 سپتامبر با شتاب بيشتري پيگيري شد.
بعنوان مثال در بازي «نيروي دلتا» (DELTA FORCE) شما بعنوان يك گروه ضد تروريستي، مأمور ميشويد تا با تروريستها در هر كجاي دنيا كه از سوي آمريكا معرفي ميشوند، مبارزه كنيد. در قسمتي از اين بازي، شما وقتي وارد اردوگاه تروريستها ميشويد، تصوير «شيخ ياسين» رهبر حماس (كه چندي پيش به دست دولت تروريستي اسراييل به شهادت رسيد) را بر ديوار ميبينيد يا در بازي «D DE LTA FORCE 2» با مبارزه با تروريستها، وارد خوزستان ميشويد و با تروريستهايي مواجه ميشويد كه با چهرهاي كريه، خشن و بدذات، ترسيم شده آنها لباس عربي بر تن دارند با صورتهاي نتراشيده.
از بازيهاي ديگري كه در اين زمينه ميتوان به آن اشاره كرد بازي «جنگ ژنرالها» و «طوفان صحرا» ميباشد.
در «جنگ ژنرالها» (GENERALS) شما به عنوان سربازان آمريكايي، مأموريت مبارزه و سركوب تروريستها و دشمنان بشريت را داريد. شما به عراق براي مبارزه با رژيم صدام ميرويد يا به افغانستان (مزار شريف) براي مبارزه با گروه «القاعده» ميرويد.
نكات جالب توجهي در اين بازي به چشم ميخورد. مثلا در ابتداي بازي، فيلمي پخش ميشود كه هواپيما و بالگردهاي آمريكايي، در حال گشتزني هستند، كه توسط دشمن مورد حمله قرار ميگيرند و سقوط ميكنند. پس از آن است كه شما وظيفه داريد، متجاوزان را سركوب كنيد و نشان ميدهد كه هيچگاه آمريكا اولين گلوله را شليك نميكند و فقط براي دفاع از خود دست به تجاوز و حمله ميزند.
همچنين هم در عمليات عراق و هم در عمليات افغانستان به هر نحو ممكن، از نمادها و سمبلهاي اسلامي استفاده شده و به كسي كه اين بازي را انجام ميدهد، القا ميكند كه اسلام، علت اين خشونتهاست. در عراق، نيروهاي صدام در جلوي مسجد اسقرار دارند و يا در مزار شريف، منارههاي مسجد ديده ميشود.
در هر دو قسمت عمليات عراق و افغانستان، بعثيها و گروه «القاعده» (دشمن) به رنگ سبز نشان داده ميشود (كلاه سبز، تانكها و نفربرها و نيروهايي كه نشانههاي آنها رنگ سبز است) كه قطعا اين انتخاب رنگ نيز بيدليل نبوده است؛ همانطور كه در بازيهاي قديميتر كه آمريكا به نبرد با دشمن ميرفت، تروريستها و دشمنان به رنگ قرمز (نماد شوروي) نشان داده ميشوند.
يكي ديگر از اين بازيها كه شايد بهتر و جذابتر از همه بازيها فوق طراحي شدهاند، «طوفان صحرا» (DESERT STORM ) است. شما در اين بازي ابتدا در ارتش آمريكا تمامي دورههاي آموزشهاي لازم را گذرانده و سپس به عراق اعزام ميشويد (داستان اين بازي مربوط به زمان جنگ خليج فارس و حمله عراق به كويت است) و وظيفه داريد، مأموريتهاي محوله را انجام دهيد. مأموريتهايي در مرز عراق و كويت، داخل كويت، شمال عراق، مرز عربستان و اهداف از قبل پيشبيني شده را نابود كنيد. اهدافي همچون فرودگاههاي نظامي، سايتهاي موشكي، مراكز رادار، سايتهاي ضد هوايي و... .
با مطالب عنوان شده، ديگر نميتوان به بازيهاي رايانهاي تنها به عنوان ابزار جذاب براي تفريح و سرگرميكودكان و نوجوانان نگاه كرد، بلكه بايد به آنها از ديد دشمنان تفكر اسلامي نگريست و در مقابل با توليد جانشينهاي مناسب براي اينگونه بازيها با توجه به عمق منابع ملي و مذهبي، به مبارزه با اين تجاوز پرداخت.
آيا زمان آن نرسيده تا با منابع غني ملي ـ باستاني ايران، بازيهايي همچون «رستم و سهراب» توليد شوند؟
يا با نگاهي به 8 سال دفاع مقدس، بازيهايي با محتواي عملياتها براي زنده نگه داشتن تاريخ جنگ، بازيهايي همچون حماسه خرمشهر و... توليد شوند.
يا بازياي با عنوان «انتفاضه» براي بيان جنايتهاي رژيم غاصب اسراييل و فداكاريهاي مسلمانان آن كشور، توليد و به بازار عرضه شوند؟
منابع:
سايت روزنامه همشهري ـ سايت دارينوس ـ سايت NP GAME-بازي GENERALS-بازي طوفان صحرا
كتاب پيشگوييهاي آخر الزمان ـ كتاب دشمن خود را بشناس
وبلاگ خبر گزاري بام ايران
www.mhta.persianblog.com
نويسنده:مهدي حقوردي
دمکراسی خونين
دمكراسي خونينحدود ده سال پيش قسمتهايي از يك سند بسيار مهم توسط روزنامه نيويورك تايمز انتشار يافت اين سندكه زيرنظر((پاول ولفووتيز)) طراح استراتژيهاي پنتاگون در دولت ريگان و بوش اول تهيه شده است.سند هنگامي به روزنامه نيويورك تايمز درز پيدا كرد كه حدود يك سال از جنگ خليج فارس مي گذشت و شوروي تازه از هم فروپاشيده بود طولي نكشيد كه مقاله معروف ساموئل هانتيگتون تحت عنوان ((جنگ تمدنها))در مجله امور خارجي(Forign affairs)انتشار يافت و مدتي بعد شاگرد او فرانسيس فوكوياما كتاب خود را تحت عنوان پايان تاريخ به بازار عرضه كرد وهمزمان جرج بوش اول در سخنراني خود از آن تحت عنوان نظم نوين جهاني ياد كرد.طبق گزارش چهار سالانه وزارت دفاع ،اهداف آمريكا برقراري صلح ،تداوم آزادي و رسيدن به سعادت و خوشبختي است.رهبري آمريكا روي استقرار يك نظام بين المللي استوار شده است كه براي قوانين احترام قائل است رهبري آمريكا مستقيما به صلح و آزادي جهانيان كمك مي كند?هدف ما از آغاز تا همين حالا تسلط بر جهان بوده و اين كار را در صورت امكان صلح آميز ودر صورت ضرورت به شكل قهري انجام خواهيم داد.هنگامي كه سند پنتاگون يكي از اهداف استراتژيهاي نظامي آمريكا را محدود ساختن خشونت مي داند بي ترديد مقصود آن آرامش نوع قبرستاني زير سيطره مطلق نظامي و خشونت بار آمريكاست.طبق مدارك((اداره پژوهش كنگره آمريكا))اين كشور از سالهاي ۱۷۸۹ تا ۱۹۹۳ ميلادي ۲۴۵ بار عليه كشورهاي ديگر لشكر كشي كرده است.جنگ كره ،ويتنام و خليج فارس تنها سه مورد از اين ۲۴۵ تجاوز است.و اين آمار بدون به حساب آوردن كودتاها بر اندازيها،عمليات ضد شورش و كمك به دولتهاي ديكتاتور همچون رژيم شاه در ايران ،پينوشه در شيلي ،سوهارتو در اندونزي و دهها دولت آدمكش ديگر همچون رژيم غاصب اسراييل است.دولت آمريكا سعي دارد با برنامه هاي فرهنگي تجاوزات خود را در ميان ملت آمريكا و حتي ساير ملتها امري عادي ،انسان دوستانه و درراستاي گسترش صلح و دمكراسي در سطح جهان نشان دهد.سعي مي شود اين موضوع القا شود كه آمريكا نماد خير مطلق در جهان است و هر فرد يا گروه يا دولتي كه مخالف او و ارزشهايش است محورهاي شرارت و شيطاني هستند.پس از فروپاشي شوروي ،آمريكا سعي مي كند كشورها و گروههاي مسلمان را بزرگترين خطر براي صلح جهاني معرفي كند.چرا كه به قول نظريه پردازان آنها حكومت آمريكا اكنون به جاي اژدهاي بزرگ با مارهاي سمي پرشماري روبروست يابه قول كسينجر با اسلام سياسي به رهبري جمهوري اسلامي ايران در ميان محصولات فرهنگي كه وسيله اي براي توجيه اين اقدامات شده است بازي هاي رايانه اي از اهميت ويژه اي بر خوردارند هر چند كه بسياري از بازيها از روي فيلمهاي معروف و پر فروش هاليود ساخته مي شود ولي نكته جالب توجه اينست كه به عنوان مثال در سال ۱۳۸۰صنعت بزرگ هاليود حدود ۵ ميليارد سود داشته ولي در همين زمان شركتهاي بازيهاي رايانه اي در آمريكا بيش از ۳۰ميليلارد دلار سود داشته اند.هر چند كه بررسي تمامي اينگونه بازيها ممكن نمي باشد ولي سعي مي شود به برخي از اين بازيها كه مروج دمكراسي آمريكايي كه نامي جز دمكراسي خونين نمي توان بر آن گذاشت پرداخته مي شود.خشونت و تجاوز خشونت آميز انسان عليه انسان ديگر و دولت آمريكا عليه ديگر كشورها اكنون بخش جدايي ناپذير از فرهنگ جا افتاده دولت و حتي بخشي از ملت آمريكا شده است.دولت آمريكا سعي دارد با برنامه هاي فرهنگي تجاوزات خود را در ميان ملت آمريكا و حتي ساير ملتها بخصوص نسل جوان و نوجوان و كودكان امري عادي و انسان دوستانه و در راستاي صلح و دمكراسي در سطح جهان نشان دهد آمريكا نماد خير مطلق است و هر فرد ،دولت و گروهي كه مخالف او و ارزشهايش باشد محورهاي شرارت جهاني هستند پس از فروپاشي شوروي آمريكا سعي دارد كشورها و گروههاي مسلمان را بزرگترين خطر براي صلح جهاني معرفي كنند .چرا كه به قول نظريه پردازان، حكومت آمريكا اكنون بجاي اژدهاي بزرگ با ((مارهاي سمي )) پر شماري روبروست .يا به قول كسينجر با(( اسلام سياسي)) به رهبري جمهوري اسلامي ايران ساموئل هانتينگتون در همين زمينه مي گويد ((ما دشمن داريم،اين دشمن جهاني با توان دسترسي به همه نقاط دنيا كه به ايده اي مسلح شده است و با تكنيكها و تسليحات و سنگدلي و شقاوت در خور براي تبديل شدن به سلطه گري جهاني به ميدان آمده و در هم كوبيدن اين دشمن به اولويت اول و اصلي كاركرد ملي ما تبديل شده است اولويتي كه با همان درجه و ضرورتي كه غلبه بر فاشيسم و اتحاد شوروي دنبال مي شد.يا با ماباشيد يا در جنگ با تروريسم در جمع دشمنان ما قرار خواهيد گرفت دكتريني است كه در آن اسلام راديكال جايگزين كمونيسم اتحاد جماهير شوروي شده است . ))به همين بهانه نگاهي به برخي از اين بازيها مي اندازيم.اولويت ساخت اين بازيها همان مواردي است كه هانتينگتون به آن اشاره نموده است.از سويي ياد آوري پيروزي غرب بر فاشيسم و كمونيسم و بزرگنمايي در اين زمينه است و از سويي در راستاي توجيه مبارزه غرب با جهان اسلام بخصوص اسلام سياسي است بازيهايي كه در مورد گزينه اول يعني جنگ جهاني دوم و شكست نازيها ساخته شده بسيار هستند بعنوان مثالدر بازي( mohaa:break through ) كه يازده مرحله دارد شما در نقش john baker يك گروهبان آمريكايي در درگيريها شركت مي كنيد در مسير (kasseine)در شمال آفريقا ،در راه تصرف (messian)در سيسيل و در آخر ارتش آلمان را در جنگ تاريخي (monte battali) در قلب ايتاليا شكست مي دهيد يا در بازي (medal of honor:allied assault) كه در اوايل سال ۲۰۰۲ به بازار ارائه شدشما در نقش ستوان(مايك پاول)يكي از نيروهاي گردان اول تفنگداران مخصوص ارتش متفقين هستيد عمليات شما در الجزاير شمال آفريقا شروع ميشود و سپس ماموريتهاي خود را در نروژ ،ساحل نرماندي ،منطقه بريتان ،فرانسه و جنگلهاي زيگفريد آلمان ادامه مي دهيد يا در نسخه دوم (mohaa) با عنوان (spearhead) (خط مقدم )شما در نقش جك بارنز از نيروي هوابرد بازي مي كنيد و در مناطق عملياتي نرماندي و برلين جنگ جهاني دوم را تجربه مي كنيديا در بازي (call of duty ) ابتدا آموزشهاي لازم راديده سپس به منطقه اعزام مي شويد شما در قالب نيروهاي آمريكايي ،انگليسي يا روسي به مقابله با نيروهاي آلماني رفته و در نهايت با ورود به برلين و كشتن آخرين سرباز آلماني پرچم آزادي را بر روي ساختمانهاي اين كشور به اهتزاز در مي آوريد يا در بازي (Battel field 1942) شما در نقش نيروهاي متفقين به مبارزه با آلمانيها مي رويد يا در بازي (بازگشت به قلعه ولفن اشتاين)(return to castel wolfenshtine) شما به مبارزه با نازيها مي رويد يا بسياري بازي ديگر كه در اين زمينه ساخته شده اند.همانطور كه ذكر شد علاوه بر بازيهاي فوق غرب سعي دارد سياستهاي سلطه گرانه خود را در سطح بين الملل همچون مبارزه با تروريسم را توجيه كند و آن را روي اين موضوع متمركز كند كه اسلام علت و عامل بسياري از اينگونه خونريزيها و خشونتهاست(براي كسب اطلاعات بيشتر مقاله ساوئل هانتينگتون با عنوان مرزهاي خونين اسلام را مطالعه كنيد)حادثه ۱۱ سپتامبر به اين موضوع شتاب بيشتري داد.مجموعه سري بازيهاي (delta force) از اين قبيل بازيهاست در شماره جديد اين بازي با عنوان (black hawk down:team sabre)شما براي مقابله با تروريستها به نقاط مختلف جهان سر مي زنيد در كلمبيا با مبارزه با قاچاقچيان مواد مخدر و? ودر يكي از اين مراحل بايد در سال ۲۰۰۵براي مبارزه با تروريستهاي به ايران بياييد! بله به ايران و جزيره خارك ?نكات قابل توجهي در اين بازي به چشم مي خورد كه انشالله در مقاله جداگانه به آن پرداخت خواهد شد.در اين بازي مبارزه با تروريستهاي ايراني جزء سخترين مراحل بازي است در ساير نقاط دنيا تروريستها لباس شخصي هستند در صورتي كه در ايران اكثرا شما بايد با نيروهاي منظم نظامي كه ملبس به لباسهاي نظامي خاكي رنگ با چهر هاي اسلامي مواجه هستيددر يكي از مراحل شما پس از درگيري با نيروهاي ايراني بايد كاميونهايي(به نظر حاوي مواد شيميايي است )كه اسكورت مي شوند را صحيح و سالم به تصرف خود در آورده و آنها را بدون رسيدن آسيب به يك منطقه امن نظامي برسانيديا در بازي (delta force 2)شما براي مقابله با تروريستها وارد استان خوزستان مي شويد در بازي (جنگ ژنرالها)(generals) شما در نقش سربازان آمريكايي ماموريت مبارزه با تروريستها در نقاط مختلف جهان همچون عراق براي مبارزه با بعثيان ،يا در افغانستان براي مبارزه با گروه القاعده مي رويددر قسمتي كه شما به عراق وارد مي شويد ابتدا در پس از درگيري در حومه عراق در آستانه ورود به شهر بغداد هستيد كه نيروهاي عراقي اقدام به شليك موشك مي كنند كه شما آسيبي نمي بينيد ولي اين موشكها به مركز و بازار شهر اصابت مي كنند كه تعداد زيادي غير نظاميان عراقي كه اكثرا زن و كودك هستند جان خود را از دست مي دهند و اين صحنه كه در مقابل چشمان شما اتفاق مي افتد شما را در قصدتان براي نابودي نظاميان عراقي مصممتر مي كند .در عراق يا افغانستان سعي شده نمادهاي اسلامي مورد توجه خاص و مركزيت ميدان نبرد قرار گيرند و نيروها عراقي و افغاني با نماد سبز نشان داده مي شونددر اين بازي علاوه بر مبارزه با دشمن شما بايد به فكر تامين هزينه مالي جنگ نيز باشيد چرا كه تهيه ادوات و امكانات نظامي و نيروهاي نظامي جديد در اين بازي مستلزم پرداخت هزينه از جانب شماست و شما در حين بازي بايد به فكر تامين منابع مالي خود از داخل همان محل و كشور باشيد و گرنه شما نمي توانيد پيروز شويد.در بين بازيهايي كه در اين زمينه ساخته شده اند شايد هيچكدام به اندازه بازي (desert strom 2) ماهرانه و در عين حال با جذابيتهاي گرافيكي و موضوعي ساخته شده باشد.در اين بازي اين امكان براي شماد وجود دارد كه در نقش نيروهاي ويژه آمريكايي (delta)يا انگليسي(sas)بازي كنيد ابتدا پس از انتخاب تيمتان شما در ۲۸ جولاي۱۹۹۰ به يك دوره آموزشي اعزام مي شويد و آموزشهايي از قبيل حركت ،دويدن ،عبور از موانع نظامي ،تمرين تير اندازي با كلت ،آر پي جي ،اسلحه هاي خود كار و? و هدايت تيم خود را مي بينيد سپس در اولين ماموريت خود در ۲ آگوست ۱۹۹۰ بايد پس از درگيري با نيروهاي عراقي اقدام به انهدام پلي ميان عراق و كويت بنماييد و با گذراندن مراحل زياد با ماموريتهاي مختلفي همچون نابود كردن مراكز نظامي ،سايتهاي موشكي ،فرودگاههاي نظامي و? در مرحله آخر اقدام به نابودي ژنرال عزيز خان نماييد.همانطور كه ذكر شد اين بازي داراي تعدا مراحل زيادي است و توضيح همه آن نوشتن مقاله جداگانه اي را مي طلبد ولي به عنوان مثالدر دو مرحله متوالي شما وظيفه نابودي موشكهاي اسكاد (scud) را داريد قبل از اينكه اين موشكها به سمت اسراييل شليك شوند يا در ۲۸فوريه ۹۱ شما وارد جنوب بغداد مي شويد بايد مسير ورود به يك كارخانه عراقي را بيابيد در مرحله بعد پس از درگيري شديد و عبور از چند لايه حفاظتي وارد كارخانه شويد اين كارخانه ،محل توليد سلاحهاي اتمي و راديو اكتيويته است و در نهايت شما بايد مقداري پلوتونيم توليد شده را پيدا كرده و همچنين يك موشك در حال ساخت كه كلاهك آن باز شده واحتمالا قرار است به يك كلاهك هسته اي تبديل شود را نابود كنيد و?بعد از موفقيت اين بازي ورژن جديد اين بازي با عنوان (back to baghdad ) به بازار آمد كه ادامه همان داستان است در عين حال از لحاظ گرافيكي كيفيت به مراتب بالاتر از بازي قبلي و?و بسياري بازي ديگر كه همگي در عين دارا بودن تفاوتهاي ظاهري در متن بازي ،موسيقي ،گرافيك و?همگي يك هدف را پيگيري مي كنند و آن چيزي نيست جز توجيه دمكراسي خونينمنابع:كتاب دشمن خود را بشناس نوشته سيد مسعود جزايريسي دي بازي delta force :black hawk down:team sabreسي دي بازي desert strom 2سي دي بازي desert strom 2:back to baghdad سي دي بازي generalsسايت بازي دارينوس ،نوين پندار و?نويسنده:مهدي حق وردي طاقانكي وبلاگ خبر گزاري بام ايرانلينك:http://www.mhta.persianblog.com
نجات گروگانهاي آمريكايي
تهران-24آوريل سال 1980
شما برگزيده نيروي ويژه اي به نام دلتا(Delta Force) هستيد وظيفه شما نجات بيش از 50آمريكايي است كه توسط دانشجويان ايراني به گروگان گرفته شده اند…
متن فوق بخشي از معرفي بازي تحت عنوان (Iran Hostage Rescue) است كه توسط شركت كوماوار (kumawar)ساخته شده است .اين شركت عنوان مي كند براي مشتركين خود اين امكان را فراهم مي كند تا تجربه كنند ماموريتهايي را كه بر اساس حوادث بحراني روز جهان است.بازيهاي جديد اين شركت در مناطق مختلف جهان است مثلا بازي با عنوان Operation Anaconda در Shah-i-Kot valley افغانستان يا بازي هايي با عناوين Samarra Bank Heist, Part 1 يا Samarra Bank Heist, Part 2 يا Fallujah Police Station Raid كه در عراق اتفاق مي افتد و…
اين بازي(Iran Hostage Rescue) شما در نقش نيروهاي ويژه اي هستيد كه وظيفه تان نجات گروگانهاي آمريكايي كه در سفارتخانه آمريكا در تهران زنداني هستند .اين بازي به مناسبت فرا رسيدن بيست و پنجمين سالگرد اين حادثه به بازار عرضه شده است .
اين شركت اعلام كرده براي ساخت اين بازي از اسناد رسمي و نيز فيلم ويديويي مصاحبه با آنتونيو مندز (Antonio Mendez)از مسولان سابق سازمان سيا (CIA)ساخته شده است.
اين شركت در معرفي اين بازي مي گويد :
ما راجع به فاجعه اتفاق افتاده در كوير مطلع هستيم ماموريتي رهايي كه گروگانهاي آمريكايي را آزاد بكند اما يك هلي كوپتر به صورت اشتباه به سمت (c-130) رفته و با آن برخورد مي كند.
But what was the plan?
اما نقشه چه چيزي بود ؟
شما پس از پياده شدن در كويربه وسيله كاميون به تهران منتقل مي شويد وپس ازدرگيري با ايراني ها ونجات گروگانها آنها را به يك استاديوم در آن نزديكي برده آنجا هلي كوپترهاي آمريكايي به كمك شما خواهند آمد.
اين شركت در معرفي نيروي دلتا مي گويد :
نيروي ويژه ايست كه در سال 1977 در ارتش آمريكا بر اساس مدل انگليسي آن با نام(SAS) تاسيس شدآنها نيروهايي هستند كه در همه شرايط جوي قادر به جنگيدن هستند….
نقد وبررسي بازي ماتريكس
متن بازي :
ساخت موفقيت آميز فيلمهايي همچون (matrix reloaded )،(enter the matrix )باعث كشانده شدن محيط و شخصيتهاي اين فيلم به بازيهاي رايانه اي شد.
ماتريكس داستان گروهي از انسانهاست كه خود را از پليديهاي اين جهان رهانيده و در گوشه اي از فضاي نامتناهي در شهري به نام زايان (zion)زندگي مي كنند آنها از طريق خطوط تلفن وارد اين جهان مي شوند تا براي رسيدن به حقيقت اطلاعات جمع آوري كنند.
در مقابل آنها موجودات انسان نما اما ماشين صفت كه ساخته دست بشرند دشمنان سر سخت آنان مي باشند و همواره جدال سختي بين ماشينها و قهرمانان زايان وجود دارد آنها هر موجود سر راه خود را به ماشين تبديل مي كنند و به راحتي به مقدار زياد در يك جا جمع مي شوند.و به سختي از بين مي روند.اما قهرمانان زايان كه سمبل انسانهاي تكامل يافته اند كه از نيروي عشق بر خوردارند و اين تنها برتريشان نسبت به ماشينهاست .
برررسي:
موضوع اصلي اين بازي ((آخر الزمان تكنولوژيك)) است
زماني كه رباتها و ساخته هاي دست بشر به مرحله اي از تكامل و هوش برسند كه عليه انسان دست به شورش مي زنند و قصد نابودي نسل بشر را دارند.اين مصنوعات دست بشر به حدي قدرتمند شده اند كه انسان در برابر آنها دچار عجز شده است.
در اين زمان يك منجي كه انسان با هوش و شجاعي است با ايمان و اعتقاد راسخ به مبارزه با دشمنان مي رود و در اين راه نيروهاي اندك خود را نيز هدايت مي كند و سر انجام بر دشمن غلبه مي كند .
منجي مورد نظر شخصي با ظاهر غربي است و غير از او كسي ياراي مقاومت را ندارد .
همانطور كه دكتر بلخاري در نقد فيلم ماتريكس عنوان مي كند ((پس از به وجود آمدن بحران ،شهرآرماني عنوان مي شود با نام زايان(صهيون )كه تنها نيروهاي آنجا توانايي مقابله با بحران را دارند و مي توانند دنيا را نجات دهند يعني تصويري ارائه مي شود تنها جايي كه مي توان نجات يافت چه در قلمرو ماده چه در قلمرو معنا جايي نيست جز زايان))
به نظر مي رسد هدف نهايي اين بازي رسميت بخشيدن به صهيونيسم و دولت غاصب ان است
ايده و فكر حاكم بر اين بازي بي ارتباط با عقايد صهيونيسم مسيحي نمي باشد چرا كه يكي از اصول اين جنبش ،بازگشت مسيح را منوط به برپايي دولت صهيونيستي ميداند
كشيش پت رابرتسون در اين باره مي گويد :
اسراييل پايتخت معنوي جهان است اين همان چيزي است كه خدا در عهد قديم از آن به مركز زمين ياد كرده است
اسراييل پست ديدباني خداست در و بايد باشد !به يك معنا اگر نقشه هاي او (خدا)توسط انسانها تخريب شود چشمان سياهي در برابرش هستند .و او به مردم اجازه نخواهد داد تا نقشه هايش را خنثي كنند ….
اگر ما با دشمنان اسراييل متحد شويم در برابر خدا ايستاده ايم …
به همين دليل است كه حمايت از صهيونيسم حتي در بازي هاي كامپيوتري نيز فراموش نشده و مورد حمايت قرار مي گيرد.
جالب است بدانيد سي دي اين بازي فقط در ماه اول 2500000 عدد به فروش رسيده است كه تاكنون فقط چهارده بازي توانسته اند در ماه اول به چنين فروشي دست يابند.
منابع :سايتهاي اينترنتي
نويسنده:مهدي حق وردي طاقانكي
مبارزه با تروريستهاي ايراني
در شماره جديد بازي (delta force) با عنوان (black hawk down:team sabre)شما براي مقابله با تروريستها به نقاط مختلف جهان سر مي زنيد در كلمبيا با مبارزه با قاچاقچيان مواد مخدر و… ودر يكي از اين مراحل بايد در سال 2005براي مبارزه با تروريستهاي به ايران بياييد! بله به ايران و جزيره خارك …
در اين بازي مبارزه با تروريستهاي ايراني جزء سخترين مراحل بازي است در ساير نقاط دنيا تروريستها لباس شخصي هستند در صورتي كه در ايران اكثرا شما بايد با نيروهاي منظم نظامي كه ملبس به لباسهاي نظامي خاكي رنگ با چهره هاي اسلامي مواجه هستيد
در اولين مرحله شما توسط هلي كوپتر وارد خليج فارس شده و در نزديكي جزيره خود را به آب انداخته و توسط يك قايق نظامي و پس از نابود كردن ناوچه هاي نظامي وارد جزيره شده و پس از درگيريهاي سنگين و عبور از چند لايه حفاظتي يك پايگاه نظامي را به تصرف خود در آورده و از آن بعنوان پايگاه خود استفاده كنيد.
در يكي از مراحل شما پس از درگيري با نيروهاي ايراني بايد كاميونهايي(به نظر حاوي مواد شيميايي است )كه اسكورت مي شوند را صحيح و سالم به تصرف خود در آورده و آنها را بدون رسيدن آسيب به يك منطقه امن نظامي برسانيد.
نكات ديگري در اين بازي به چشم مي خورد كه انشالله پس از كامل شدن در يادداشت جداگانه به آن پرداخت خواهد شد.
ايميل تماس با وبلاگ:mhtablog[at]yahoo[dot]com
قسمتهايي از يك سند بسيار مهم توسط روزنامه نيويورك تايمز انتشار يافت .اين سندكه زيرنظر((پاول ولفووتيز)) طراح استراتژيهاي پنتاگون در دولت ريگان و بوش اول تهيه شده است.سند هنگامي به روزنامه نيويورك تايمز درز پيدا كرد كه حدود يك سال از جنگ خليج فارس مي گذشت و شوروي تازه از هم فروپاشيده بود طولي نكشيد كه مقاله معروف ساموئل هانتيگتون تحت عنوان ((جنگ تمدنها))در مجله امور خارجي(Forign affairs)انتشار يافت و مدتي بعد شاگرد او فرانسيس فوكوياما كتاب خود را تحت عنوان پايان تاريخ به بازار عرضه كرد وهمزمان جرج بوش اول در سخنراني خود از آن تحت عنوان نظم نوين جهاني ياد كرد.
طبق گزارش چهار سالانه وزارت دفاع ،اهداف آمريكا برقراري صلح ،تداوم آزادي و رسيدن به سعادت و خوشبختي است.رهبري آمريكا روي استقرار يك نظام بين المللي استوار شده است كه براي قوانين احترام قائل است رهبري آمريكا مستقيما به صلح و آزادي جهانيان كمك مي كند…هدف ما از آغاز تا همين حالا تسلط بر جهان بوده و اين كار را در صورت امكان صلح آميز ودر صورت ضرورت به شكل قهري انجام خواهيم داد.
هنگامي كه سند پنتاگون يكي از اهداف استراتژيهاي نظامي آمريكا را محدود ساختن خشونت مي داند بي ترديد مقصود آن آرامش نوع قبرستاني زير سيطره مطلق نظامي و خشونت بار آمريكاست.
طبق مدارك((اداره پژوهش كنگره آمريكا))اين كشور از سالهاي 1789 تا 1993 ميلادي 245 بار عليه كشورهاي ديگر لشكر كشي كرده است.جنگ كره ،ويتنام و خليج فارس تنها سه مورد از اين 245 تجاوز است.و اين آمار بدون به حساب آوردن كودتاها بر اندازيها،عمليات ضد شورش و كمك به دولتهاي ديكتاتور همچون رژيم شاه در ايران ،پينوشه در شيلي ،سوهارتو در اندونزي و دهها دولت آدمكش ديگر همچون رژيم غاصب اسراييل است.
دولت آمريكا سعي دارد با برنامه هاي فرهنگي تجاوزات خود را در ميان ملت آمريكا و حتي ساير ملتها امري عادي ،انسان دوستانه و درراستاي گسترش صلح و دمكراسي در سطح جهان نشان دهد.سعي مي شود اين موضوع القا شود كه آمريكا نماد خير مطلق در جهان است و هر فرد يا گروه يا دولتي كه مخالف او و ارزشهايش است محورهاي شرارت و شيطاني هستند.
پس از فروپاشي شوروي ،آمريكا سعي مي كند كشورها و گروههاي مسلمان را بزرگترين خطر براي صلح جهاني معرفي كند.چرا كه به قول نظريه پردازان آنها
حكومت آمريكا اكنون به جاي اژدهاي بزرگ با مارهاي سمي پرشماري روبروست
يا
به قول كسينجر با اسلام سياسي به رهبري جمهوري اسلامي ايران
در ميان محصولات فرهنگي كه وسيله اي براي توجيه اين اقدامات شده است بازي هاي رايانه اي از اهميت ويژه اي بر خوردارند هر چند كه بسياري از بازيها از روي فيلمهاي معروف و پر فروش هاليود ساخته مي شود ولي نكته جالب توجه اينست كه به عنوان مثال در سال 1380صنعت بزرگ هاليود حدود 5 ميليارد سود داشته ولي در همين زمان شركتهاي بازيهاي رايانه اي در آمريكا بيش از 30ميليلارد دلار سود داشته اند.
هر چند كه بررسي تمامي اينگونه بازيها ممكن نمي باشد ولي سعي مي شود به برخي از اين بازيها كه مروج دمكراسي آمريكايي كه نامي جز دمكراسي خونين نمي توان بر آن گذاشت پرداخته مي شود.
خشونت و تجاوز خشونت آميز انسان عليه انسان ديگر و دولت آمريكا عليه ديگر كشورها اكنون بخش جدايي ناپذير از فرهنگ جا افتاده دولت و حتي بخشي از ملت آمريكا شده است.
دولت آمريكا سعي دارد با برنامه هاي فرهنگي تجاوزات خود را در ميان ملت آمريكا و حتي ساير ملتها بخصوص نسل جوان و نوجوان و كودكان امري عادي و انسان دوستانه و در راستاي صلح و دمكراسي در سطح جهان نشان دهد .آمريكا نماد خير مطلق است و هر فرد ،دولت و گروهي كه مخالف او و ارزشهايش باشد محورهاي شرارت جهاني هستند پس از فروپاشي شوروي آمريكا سعي دارد كشورها و گروههاي مسلمان را بزرگترين خطر براي صلح جهاني معرفي كنند .چرا كه به قول نظريه پردازان، حكومت آمريكا اكنون بجاي اژدهاي بزرگ با ((مارهاي سمي )) پر شماري روبروست .يا به قول كسينجر با(( اسلام سياسي)) به رهبري جمهوري اسلامي ايران
ساموئل هانتينگتون در همين زمينه مي گويد
((ما دشمن داريم،اين دشمن جهاني با توان دسترسي به همه نقاط دنيا كه به ايده اي مسلح شده است و با تكنيكها و تسليحات و سنگدلي و شقاوت در خور براي تبديل شدن به سلطه گري جهاني به ميدان آمده و در هم كوبيدن اين دشمن به اولويت اول و اصلي كاركرد ملي ما تبديل شده است اولويتي كه با همان درجه و ضرورتي كه غلبه بر فاشيسم و اتحاد شوروي دنبال مي شد.
يا با ماباشيد يا در جنگ با تروريسم در جمع دشمنان ما قرار خواهيد گرفت دكتريني است كه در آن اسلام راديكال جايگزين كمونيسم اتحاد جماهير شوروي شده است . ))
به همين بهانه نگاهي به برخي از اين بازيها مي اندازيم.
اولويت ساخت اين بازيها همان مواردي است كه هانتينگتون به آن اشاره نموده است.
از سويي ياد آوري پيروزي غرب بر فاشيسم و كمونيسم و بزرگنمايي در اين زمينه است و از سويي در راستاي توجيه مبارزه غرب با جهان اسلام بخصوص اسلام سياسي است .
بازيهايي كه در مورد گزينه اول يعني جنگ جهاني دوم و شكست نازيها ساخته شده بسيار هستند بعنوان مثال
در بازي( mohaa:break through ) كه يازده مرحله دارد شما در نقش john baker يك گروهبان آمريكايي در درگيريها شركت مي كنيد در مسير (kasseine)در شمال آفريقا ،در راه تصرف (messian)در سيسيل و در آخر ارتش آلمان را در جنگ تاريخي (monte battali) در قلب ايتاليا شكست مي دهيد .
يا در بازي (medal of honor:allied assault) كه در اوايل سال 2002 به بازار ارائه شدشما در نقش ستوان(مايك پاول)يكي از نيروهاي گردان اول تفنگداران مخصوص ارتش متفقين هستيد .عمليات شما در الجزاير شمال آفريقا شروع ميشود و سپس ماموريتهاي خود را در نروژ ،ساحل نرماندي ،منطقه بريتان ،فرانسه و جنگلهاي زيگفريد آلمان ادامه مي دهيد
يا در نسخه دوم (mohaa) با عنوان (spearhead) (خط مقدم )شما در نقش جك بارنز از نيروي هوابرد بازي مي كنيد و در مناطق عملياتي نرماندي و برلين جنگ جهاني دوم را تجربه مي كنيد
يا در بازي (call of duty ) ابتدا آموزشهاي لازم راديده سپس به منطقه اعزام مي شويد
شما در قالب نيروهاي آمريكايي ،انگليسي يا روسي به مقابله با نيروهاي آلماني رفته و در نهايت با ورود به برلين و كشتن آخرين سرباز آلماني پرچم آزادي را بر روي ساختمانهاي اين كشور به اهتزاز در مي آوريد
يا در بازي (Battel field 1942) شما در نقش نيروهاي متفقين به مبارزه با آلمانيها مي رويد
يا در بازي (بازگشت به قلعه ولفن اشتاين)(return to castel wolfenshtine) شما به مبارزه با نازيها مي رويد
يا بسياري بازي ديگر كه در اين زمينه ساخته شده اند.
همانطور كه ذكر شد علاوه بر بازيهاي فوق غرب سعي دارد سياستهاي سلطه گرانه خود را در سطح بين الملل همچون مبارزه با تروريسم را توجيه كند و آن را روي اين موضوع متمركز كند كه اسلام علت و عامل بسياري از اينگونه خونريزيها و خشونتهاست(براي كسب اطلاعات بيشتر مقاله ساوئل هانتينگتون با عنوان مرزهاي خونين اسلام را مطالعه كنيد)حادثه 11 سپتامبر به اين موضوع شتاب بيشتري داد.
مجموعه سري بازيهاي (delta force) از اين قبيل بازيهاست در شماره جديد اين بازي با عنوان (black hawk down:team sabre)شما براي مقابله با تروريستها به نقاط مختلف جهان سر مي زنيد در كلمبيا با مبارزه با قاچاقچيان مواد مخدر و… ودر يكي از اين مراحل بايد در سال 2005براي مبارزه با تروريستهاي به ايران بياييد! بله به ايران و جزيره خارك …
نكات قابل توجهي در اين بازي به چشم مي خورد كه انشالله در مقاله جداگانه به آن پرداخت خواهد شد.
در اين بازي مبارزه با تروريستهاي ايراني جزء سخترين مراحل بازي است در ساير نقاط دنيا تروريستها لباس شخصي هستند در صورتي كه در ايران اكثرا شما بايد با نيروهاي منظم نظامي كه ملبس به لباسهاي نظامي خاكي رنگ با چهر هاي اسلامي مواجه هستيد
در يكي از مراحل شما پس از درگيري با نيروهاي ايراني بايد كاميونهايي(به نظر حاوي مواد شيميايي است )كه اسكورت مي شوند را صحيح و سالم به تصرف خود در آورده و آنها را بدون رسيدن آسيب به يك منطقه امن نظامي برسانيد
يا در بازي (delta force 2)شما براي مقابله با تروريستها وارد استان خوزستان مي شويد
در بازي (جنگ ژنرالها)(generals) شما در نقش سربازان آمريكايي ماموريت مبارزه با تروريستها در نقاط مختلف جهان همچون عراق براي مبارزه با بعثيان ،يا در افغانستان براي مبارزه با گروه القاعده مي رويد
در قسمتي كه شما به عراق وارد مي شويد ابتدا در پس از درگيري در حومه عراق در آستانه ورود به شهر بغداد هستيد كه نيروهاي عراقي اقدام به شليك موشك مي كنند كه شما آسيبي نمي بينيد ولي اين موشكها به مركز و بازار شهر اصابت مي كنند كه تعداد زيادي غير نظاميان عراقي كه اكثرا زن و كودك هستند جان خود را از دست مي دهند و اين صحنه كه در مقابل چشمان شما اتفاق مي افتد شما را در قصدتان براي نابودي نظاميان عراقي مصممتر مي كند .در عراق يا افغانستان سعي شده نمادهاي اسلامي مورد توجه خاص و مركزيت ميدان نبرد قرار گيرند و نيروها عراقي و افغاني با نماد سبز نشان داده مي شوند
در اين بازي علاوه بر مبارزه با دشمن شما بايد به فكر تامين هزينه مالي جنگ نيز باشيد چرا كه تهيه ادوات و امكانات نظامي و نيروهاي نظامي جديد در اين بازي مستلزم پرداخت هزينه از جانب شماست و شما در حين بازي بايد به فكر تامين منابع مالي خود از داخل همان محل و كشور باشيد و گرنه شما نمي توانيد پيروز شويد.
در بين بازيهايي كه در اين زمينه ساخته شده اند شايد هيچكدام به اندازه بازي (desert strom 2) ماهرانه و در عين حال با جذابيتهاي گرافيكي و موضوعي ساخته شده باشد.
در اين بازي اين امكان براي شماد وجود دارد كه در نقش نيروهاي ويژه آمريكايي (delta)يا انگليسي(sas)بازي كنيد ابتدا پس از انتخاب تيمتان شما در 28 جولاي1990 به يك دوره آموزشي اعزام مي شويد و آموزشهايي از قبيل حركت ،دويدن ،عبور از موانع نظامي ،تمرين تير اندازي با كلت ،آر پي جي ،اسلحه هاي خود كار و… و هدايت تيم خود را مي بينيد .سپس در اولين ماموريت خود در 2 آگوست 1990 بايد پس از درگيري با نيروهاي عراقي اقدام به انهدام پلي ميان عراق و كويت بنماييد و با گذراندن مراحل زياد با ماموريتهاي مختلفي همچون نابود كردن مراكز نظامي ،سايتهاي موشكي ،فرودگاههاي نظامي و… در مرحله آخر اقدام به نابودي ژنرال عزيز خان نماييد.
همانطور كه ذكر شد اين بازي داراي تعدا مراحل زيادي است و توضيح همه آن نوشتن مقاله جداگانه اي را مي طلبد ولي به عنوان مثال
در دو مرحله متوالي شما وظيفه نابودي موشكهاي اسكاد (scud) را داريد قبل از اينكه اين موشكها به سمت اسراييل شليك شوند .
يا در 28فوريه 91 شما وارد جنوب بغداد مي شويد بايد مسير ورود به يك كارخانه عراقي را بيابيد در مرحله بعد پس از درگيري شديد و عبور از چند لايه حفاظتي وارد كارخانه شويد اين كارخانه ،محل توليد سلاحهاي اتمي و راديو اكتيويته است و در نهايت شما بايد مقداري پلوتونيم توليد شده را پيدا كرده
و همچنين يك موشك در حال ساخت كه كلاهك آن باز شده واحتمالا قرار است به يك كلاهك هسته اي تبديل شود را نابود كنيد و…
بعد از موفقيت اين بازي ورژن جديد اين بازي با عنوان (back to baghdad ) به بازار آمد كه ادامه همان داستان است در عين حال از لحاظ گرافيكي كيفيت به مراتب بالاتر از بازي قبلي و…
و بسياري بازي ديگر كه همگي در عين دارا بودن تفاوتهاي ظاهري در متن بازي ،موسيقي ،گرافيك و…همگي يك هدف را پيگيري مي كنند و آن چيزي نيست جز توجيه دمكراسي خونين
منابع:
كتاب دشمن خود را بشناس .نوشته سيد مسعود جزايري
سي دي بازي delta force :black hawk down:team sabre
سي دي بازي desert strom 2
سي دي بازي desert strom 2:back to baghdad
سي دي بازي generals
سايت بازي دارينوس ،نوين پندار و…
تعريف
صهيونيسم جنبشي سياسي و نژادپرست و افراطي است که هدف آن تشکيل دولت يهود در فلسطين است تا از آن طريق بر جهان حکومت کند. کلمه صهيونيسم برگرفته از اسم "جبل صهيون" در قدس شرقي است ؛ جايي که حضرت داوود پس از مهاجرت از حبرون (الخليل) به بيت المقدس در قرن يازده قبل از ميلاد قصر خود را در آن مکان بنا نهاد. اين اسم به بازسازي مجدد معبد حضرت سليمان و مملکت حضرت داوود (ع) به پايتخي قدس دلالت دارد.
جنبش صهيونيسم جديد با يک يهودي اتريشي الاصل به نام هرتزل مرتبط است. کسي که اولين مبلغ و بنيانگذار انديشه صهيونيسم جديد و معاصر است و جنبش صهيونيسم در جهان بر پايه افکار و انديشه هاي وي بنا گذاشته شد.
تاسيس صهيونيسم و مهم ترين شخصيت هاي آن:
صهيونيسم جهاني داراي ريشه هاي تاريخي، فکري و سياسي است که به مقاطعي از اين جنبش اشاره مي شود:
1ـ کلمه صهيون براي اولين بار در عهد قديم در هنگام فرمانروايي حضرت داوود از سال 1000 تا 960 قبل از ميلاد به کار رفت.
2ـ اولين اهداف جنبش مکابي ها که پس از آزاد شدن از بابل 586 تا 538 ميلادي تشکيل شد، بازگشت به صهيون و احداث معبد سليمان بود.
3ـ بارکوخيا باني جنبش 118ـ 138 ميلادي، روح حماسي را در جان و دل يهوديان زنده کرد و آن ها را به تجمع در فلسطين و تشکيل دولت يهودي در آن تشويق مي کرد.
4ـ جنبش موزس الکريتي که شبيه جنبش بارکوخيا بود.
5ـ مرحله رکود و توقف فعاليت هاي يهوديان به علت اختلافات ميان آن ها و ظلم و ستم هايي که به آن ها مي شد. با اين وجود احساس ملي گرايي نزد يهوديان همچنان آتشين ماند و ضعيف نشد.
6ـ جنبش ديويد روبين و شاگردش سولومون مولوخ 1501 ـ 1532م. آن ها يهوديان را به ضرورت بازگشت براي تشکيل "اسرائيل" در فلسطين تاکيد داشتند.
7ـ جنبش منشه بن اسرائيل 1604 ـ 1657م. هسته اصلي صهيونيسم بود که طر هاي صهيونيسم را تهيه و به پيش مي برد و با هدف اجراي اين طرح ها و توطئه ها از بريتانيا براي تحقق اهداف صهيونيسم بهره جست.
8ـ جنبش سبتاي زيفي 1626 ـ 1676م. وي مدعي شد که حضرت مسيح يک يهودي مخلص است. بنابراين يهوديان همراه با او خود را براي بازگشت به فلسطين آماده مي کردند، اما مسيح مخلص! از دنيا رفت.
9ـ جنبش بازرگانان که روچلد و موسي مونتفيوري رهبري آن را بر عهده داشتند. هدف اين جنبش احداث شهرک هاي يهودي در فلسطين به عنوان اولين گام جهت مصادره و تملک زمين و پس از آن اقامت دولت يهود بود.
10ـ جنبش "فکري استعماري يهوديان" که در آغاز قرن نوزدهم خواستار تشکيل دولتي يهودي در فلسطين شد.
11ـ جنبش صهيونيستي خشونت طلب که به دنبال قتل عام يهوديان در روسيا در سال 1882م. تشکيل شد. در اين دوره هيکلر ژرمني کتابي تحت عنوان "بازگرداندن يهوديان به فلسطين بنا به گفته هاي انبيا" تاليف کرد.
12ـ ناثان برنباوم نويسنده آلماني در سال 1893م. اصطلاح صهيونيسم را به کار برد.
13ـ در سال 1882م. براي اولين بار در روسيه جنبشي تحت عنوان "عشق صهيون" تشکيل شد. هواداران اين جنبش نشست هايي تحت عنوان "دوستداران صهيون" برگزار مي کردند. در سال 1890 اين گروه ها به اسم "جمعيت کمک به صنعت کاران و کشاورزان يهودي در سوريه و فلسطين و احياي زبان عبري" به رسميت شناخته شدند.
14ـ صهيونيسم جديد جنبشي منسوب به تئودور هرتزل روزنامه نگار يهودي است که در تاريخ 2/5/1860م. در بودابست به دنيا آمد. وي در سال 1878 در دانشگاه فينا ليسانس حقوق گرفت و هدف اصلي و آشکار وي رهبري يهود و حکومت بر جهان بود که ابتدا با تشکيل دولتي براي يهوديان در فلسطين شروع مي شد. هرتزل در اين خصوص دو بار با سلطان عبدالحميد امپراتور عثماني مذاکره کرد اما به نتيجه اي نرسيد. به دنبال مخالفت سلطان عبدالحميد يهوديان جهان تلاش خود را بربراندازي امپراتوري عثماني و نابودي خلافت اسلامي متمرکز کردند.
15ـ هرتزل در سال 1897م. اولين کنگره صهيونيسم را برگزار کرد. وي در اين خصوص از محاکمه دريفوس افسر يهودي ساکن فرانسه به جرم خيانت و فروش اسرار نظامي به آلمان که بعدها تبرئه شد، سوء استفاده و بهره برداري هاي زيادي نمود. هرتزل به خوبي مشکلات و گرفتاري هاي يهوديان را از طريق اين واقعه به تصوير کشيد و کتاب معروف خود يعني "دولت يهود" را منتشر ساخت. اين کتاب طرفداراني براي هرتزل دست و پا کرد و اين امر وي را به تشکيل اولين کنگره صهيونيسم در بال سوئيس (از 29 ـ 31/8/47) ترغيب کرد. وي در مورد اين کنگره مي گويد:"اگر از من بخواهند که نتايج و اعمال اين کنگره را به صورت خلاصه بيان کنم، در برابر همگان خواهم گفت که من دولت يهودي را بنيان گذاردم."
وي موفق شد که يهوديان جهان را دور خود جمع کند. همچنين هرتزل توانست خاخام هاي يهود را که خطرناک ترين قوانين و مقررات در طول تاريخ جهان را تحت عنوان "پروتکل هاي حکماي صهيون" تدوين کردند، نزد خود گرد آورد. اين کتاب برگرفته از آموزه هاي کتاب هاي تحريف شده يهوديان است که نزد آن ها بسيار مقدس هستند.
از اين زمان به بعد يهوديان سازمان هاي خود را قويتر ساختند و به دقت و مخفيانه براي تحقق اهداف توسعه طلبانه و سرکوبگرانه شان که هم اکنون نتايج آن براي همگان روشن است، به فعاليت پرداختند.
افکار و اعتقادات
صهيونيسم انديشه و اعتقادات خود را از کتاب هاي مقدسي که يهوديان آن ها را تحريف کرده، گرفته اند و به عبارت ديگر اين جنبش افکار و انديشه هاي خود را در کتاب "پروتکل هاي حکماي صهيون" به تصوير کشيده است.
ـ صهيونيسم تمامي يهوديان جهان را داراي يک تابعيت و آن هم تابعيت اسرائيلي مي داند.
ـ هدف صهيونيسم سيطره يهوديان بر جهان بر اساس وعده خداي آن ها يعني يهوه است و نقطه آغازين اين امر را برپايي حکومت خود در سرزمين موعود که از نيل تا فرات است، مي دانند.
ـ صهيونيست ها معتقدند که يهود تنها نژاد برتر است که بايد رهبر و آقاي جهانيان باشد و ديگر ملت ها خادم او باشند. آن ها معتقدند که بهترين راه و شيوه براي حکمراني بر جهان تشکيل حکومت بر پايه خشونت و ارعاب ديگران است.
ـ صهيونيسم خواستار بهره برداري از آزادي سياسي براي سيطره بر ملت هاست و مي گويند:"بايد بدانيم که چگونه طعمه را به آن ها بدهيم تا در دام ما گرفتار آيند."
صهيونيست ها مي گويند:"زمان حکمراني دين گذشته است و اکنون حکومت از آن طلاست (پول و اموال) و بايد به هر وسيله ممکن آن را قبضه خود داشته باشيم تا راه سيطره ما بر جهان را هموار سازد."
آن ها سياست را نقطه مقابل اخلاق مي دانند که بايد در آن از حربه هايي چون مکر و ريا استفاده کرد، اما فضائل و راستگويي در عرف سياسي جزء رذايل و ناپسندي ها به شمار مي آيند.
مي گويند: بايد که ديگر ملت ها را در رذايل غرق کنيم و از طريق فراهم کردن اساتيد، خادمان و زنان فاحشه براي آن ها هر چه بيش تر آن ها را گرفتار کنيم.
مي گويند: بايد از رشوه، نيرنگ و خيانت بدون هيچ ترديدي تا زماني که اهداف ما را محقق مي گرداند، بهره برد.
مي گويند: بايد نگراني و وحشت ايجاد کنيم تا فرمانبرداري کورکورانه ديگران را براي ما تضمين کند. همين که ما به انسان هاي نيرومند و قوي مشهور شويم براي سرکوب هر گونه شورش و عصيان کفايت مي کند."
ـ مي گويند:" شعارهاي آزادي و مساوات و برادري سر مي دهيم تا مردم فريب آن ها را بخورند و اين شعارها را سردهند و ما نيز در پس پرده به اهداف خود برسيم.
مي گويند: بايد نوعي اشرافي گري متکي بر مال و ثروتي که در دستان ما باشد و علمي که خاص دانشمندان ما باشد، را ترويج دهيم.
ـ مي گويند: تلاش خواهيم کرد که رهبران تحت نظر ما باشند و عزل و نصب آن ها به دست ما باشد و انتخاب آن ها بر اساس ميزان بي توجهي به اخلاق ديني و حب رياست و کم تجربگي است.
مي گويند: بر رسانه ها ـ اين قدرت فعال جهاني ـ براي هدايت جهان به سمت و سوي اهداف خود سيطره پيدا خواهيم کرد.
مي گويند: حتما بايد ميان حکام و ملت ها شکاف و اختلاف ايجاد کرد تا حاکمان چون نابينايي که عصايش را گم کرده براي تثبيت قدرتش به ما پناه آورد.
مي گويند: بايد آتش خصومت و کينه توزي ميان تمامي گروه ها و طيف ها برافروخت تا با هم درگير شوند و قدرت را هدف مقدسي قرار داد تا اين که همه اين گروه ها بر سر آن با هم رقابت کنند و اين گونه حکومت ها فروپاشند و حکومت جهاني ما بر روي خرابه ها و آوارهاي آن برپا شود.
ـ مي گويند: ملت هاي فقير و مظلوم را از ظلم حکومت ها نجات مي دهيم، آن وقت از اين ملت ها مي خواهيم که به صفوف سربازان ما يعني سوسياليست ها، آنارشيست ها، کمونيست ها و ماسيونرها بپيوندند. با استفاده از حربه گرسنگي و فلاکت بر همه اين ملت ها و مردم حکومت خواهيم کرد و بازوهاي آن ها را براي نابودي و سرکوب هر کسي که سد راهمان مي شود، به کار مي گيريم.
مي گويند: بايد بحران هاي اقتصادي ايجاد کنيم تا همه به برکت طلا و اموالي که داريم، در مقابل ما سر تسليم فرود آورند.
مي گويند: اکنون ما به برکت وجود وسايل سري در وضعيت دفاعي خوبي هستيم، به گونه اي که اگر کشوري به ما حمله کند، کشوري ديگر به دفاع از ما بر مي خيزد.
مي گويند: حربه آزادي مردم را به نبرد حتي با خدا و مقابله با سنت هاي الهي وا مي دارد. اين حربه تنها وسيله ممکن براي هدايت حکام اين ملت ها جهت اجراي برنامه ها و سياست هاي ما مي باشد.
ـ مي گويند: بايد دولت ايمان را از دل و جان ملت ها بزداييم و انديشه وجود خداي يکتا را از عقل و اذهان آن ها بيرون کنيم و به جاي آن قوانين ورزشي مادي قرار دهيم چرا که ملت ها وقتي که تحت نظر دولتي اسلامي و متدين قرار گيرند، احساس آرامش و سعادت مي کنند. به خاطر اين که به مردم اين فرصت را ندهيم که کارها و اعمال خود را مورد بازبيني قرار دهند، بايد آنها را با وسايل مختلف مشغول کنيم تا بدين وسيله براي دشمن اصلي خود در نبرد جهاني دسيسه چيني نکنند.
ـ مي گويند: بايد از هر شيوه اي براي انتقال اموال ملت ها به خزانه ها و بانک هاي خود بهره ببريم.
ـ مي گويند: براي ايجاد جوامعي به دور از انسانيت واخلاق تلاش خواهيم کرد. جوامعي که متحجر و فاقد حس انساني و به شدت بي زار از دين و سياست باشند تا اين که تنها آرزوي آن ها ماديات و لذات دنيوي باشد. در اين هنگام از هر گونه مقاومتي عاجز و ناتوان و گوش به فرمان ما هستند و ذليل وار تحت قدرت ما خواهند بود.
ـ مي گويند: کليه عناصر قدرت و توانمندي را در دستان خود خواهيم گرفت و بر تمامي اعمال و صنايع و کارها دست مي يازيم و سياست در دستان دست پروده هاي ما قرار مي گيرد و اينچنين در هر وقتي با قدرت فوق العاده خود مي توانيم هر گونه مخالفتي و شورشي را با استمداد از نيروهايي از همين ملت ها خاموش کنيم و از بين ببريم.
ـ مي گويند: بذر فتنه و اختلاف را در هر جايي و مکاني پاشيده ايم به نحوي که ديگر نمي توان آن را از بين برد و ميان مصالح مادي و ملي ملت ها نوعي تضاد ايجاد کرديم و آتش فتنه هاي مذهبي و قومي در جوامع برافروختيم و از 20 قرن گذشته تاکنون از هيچ تلاشي براي شعله ور ساختن آن فروگذار نبوده ايم به اين علت محال است که حکومت و کشوري بتواند کمک و ياري براي ضربه زدن به ما بيابد و کشورها بدون موافقت ما حتي نمي توانند يک توافق نامه ناچيزي را منعقد کنند چرا که موتور محرکه کشورها در دستان ما قرار دارد.
ـ مي گويند: خداوند ما را براي حکومت بر جهان مهيا ساخته است و ويژگي ها و خصايصي به ما داده است که ديگر ملت ها از آن بي بهره اند و اگر در ميان آن ها انسان هاي نابغه و خلاقي وجود داشت، به مقاومت با ما بر مي خواستند.
ـ مي گويند: بايد از عواطف و احساسات ديگران به نفع خود بهره بريم و اين احساسات را تحريک کنيم تا به اهداف خود برسيم و بايد بر افکار و انديشه هاي ديگران سلطه يافت تا به جاي نابود کردن آن ها به گونه اي اين افکار را در راستاي خدمت مصالح و منافع خود هدايت کنيم.
ـ مي گويند: توجه خاصي به افکار عمومي خواهيم داشت تا اين که قدرت فکر و انديشه سالم را از آن بگيريم و به گونه اي آن را به کار گيريم تا فکر کند شايعات ما همگي حقيقت دارد و کاري مي کنيم که ديگر تشخصي ندهند که کدام وعده ها واقعي و کدام ها دروغين است. بايد کميته ها و هيأت هايي تشکيل دهيم که اعضاي آن با ايراد سخناني آتشين مدام وعده و وعيد دهند و بايد به گونه اي در ميان ملت ها اين انديشه را که آن ها سياست را درک نمي کنند و بهتر است که آن را براي اهل خود رها کنند، ترويج دهيم.
ـ مي گويند: هر چه بيش تر تناقضات و تضادها را ترويج و شهوت را تحريک و عواطف و احساسات را بر مي انگيريم.
ـ مي گويند: مديريت عالي حکمراني تشکيل خواهيم داد که داراي ايادي زيادي در تمام نقاط کره خاکي باشد و کليه حکام تحت امر آن باشند.
ـ مي گويند: بايد بر صنعت، تجارت سلطه يابيم و مردم را به بي بند و باري و خوش گذراني و انحطاط عادت دهيم و براي بالابردن حقوق و اجرت ها و تسهيل بازپرداخت بدهي ها و افزايش بهره هاي بانکي تلاش کنيم تا در اين وقت ملت ها در مقابل ما به سجده افتند و تحت امر ما خواهند بود.
ـ مي گويند: در ظاهر بايد به خلاف باطن خود تظاهر کنيم و ظلم و ستم را تقبيح و فرياد آزادي سر دهيم و طغيان و سرکشي را محکوم کنيم.
ـ مي گويند: همه رسانه ها در قبضه قدرت ما هستند مگر چند رسانه اي که زياد مهم نيستند. اين رسانه ها را براي ترويج شايعات به کار مي گيريم تا اين که به حقايقي راستين بدل گردند. از اين طريق ملت ها را مشغول مي کنيم و آن ها را از آنچه برايشان منفعتي در بردارد، باز مي داريم و کاري مي کنيم که به دنبال شهوت و خوشگذراني بيافتند.
ـ مي گويند: حاکمان عاجزتر از آنند که نافرماني ما را بکنند چرا که مي دانند زندان و نيست و نابود شدن سرنوشت هر شورشي است. بنابراين مطيع و فرمانبردار ما و بر منافع و مصالح ما حريص تر خواهند بود.
ـ مي گويند: تلاش مي کنيم که طرح هايمان قبل از زمان خود فاش نشود و قدرت و توان ملت ها را نابود نکنيم.
ـ مي گويند: اين ما بوديم که شيوه انتخابات و نظام حاکميت اکثريت مطلق را بنا نهاديم، تا بدين وسيله شخص مورد نظر ما پس از اين که افکار عمومي را براي رأي دادن به وي مهيا مي کنيم، به قدرت برسد.
ـ مي گويند: بنيان خانواده را از هم مي پاشيم و خودخواهي و خودکامگي را در انسان ها تقويت مي کنيم تا اين که طغيان کنند و اين گونه از رسيدن آن ها به مراتب عالي جلوگيري مي کنيم.
ـ مي گويند: تنها کساني که داراي کارنامه سياه و پنهاني هستند، به قدرت مي رسند. اين افراد امين ما هستند و از ترس اين که رسوا نشوند و کارنامه سياهشان برملا نشود، اوامر ما را اجرا مي کنند. همچنين رهبران و مقامات را تربيت مي کنيم و آن ها را نزد مردم بزرگ و قهرمان جلوه مي دهيم.
ـ مي گويند: هر وقت مناسب ديديم به کودتا و انقلاب متوسل مي شويم.
ـ مي گويند: نيروهايي مخفي خود را براي رسيدن به اهداف خود تشکيل داده ايم، اما انسان هاي حيوان صفت از اين ملت ها نسبت به اسرار و اهداف ما غافلند بنابراين به اين نيروها اعتماد مي کنند و در محافل آن ها رفت و آمد مي کنند، که در نتيجه بر آن ها سيطره مي يابيم و آن ها را براي خدمت خود تسخير مي کنيم.
ـ مي گويند: تفرقه ميان ملت برگزيده خداوند نوعي نعمت است و نشانه ضعف نيست، و همين امر ما را به حکومت بر جهان رساند.
ـ مي گويند: همه انتشارات در دستان ما خواهد بود و فرايند ارائه انديشه انساني در اختيار حکومت ماست و هر انتشاراتي که مخالف انديشه و برنامه هاي ما باشد با حربه قانون از ادامه فعاليت آن جلوگيري مي کنيم.
ـ مي گويند: مجلات و روزنامه هاي زياد و مختلف و در همه زمينه ها خواهيم داشت و همه اين ها ما را به اهدافمان نزديک مي گرداند.
ـ مي گويند: بايد ديگران را به چيزهاي جذاب مانند کاباراها، اماکن رقص و سرگرمي ها و گردهمايي ها و مخدرات و فساد مشغول کنيم تا اين گونه، آن ها را از مخالفت با خود و سنگ اندازي در اجراي طرح هايمان باز داريم.
ـ مي گويند: هر جماعت و گروهي را محو و نابود مي کنيم و اين کار را با تغيير برنامه هاي دانشگاه ها و بازبيني و بازسازي آن ها بر اساس طرح هاي خاص خود شروع مي کنيم.
ـ مي گويند: با خشونت و سنگدلي با هر که سد راهمان شود، برخورد مي کنيم.
ـ مي گويند: براي گسترش دامنه نفوذ خود محافل ماسوني را در هر نقطه و مکاني توسعه مي دهيم.
ـ مي گويند: وقتي قدرت را به دست مي گيريم غير از دين خود کليه اديان را از بين مي بريم و اجازه نمي دهيم هيچ ديني ترويج و گسترش يابد.
ريشه هاي فکري و اعتقادي
صهيونيسم به اندازه تورات قدمت دارد و اين جريان بود که در همان روزهاي نخستين حس ملي گرايي را در ميان يهوديان برانگيخت و جنبش هرتزل تنها صهيونيسم قديمي را تجديد و سازماندهي کرد.
صهيونيسم بر آموزه هاي تحريف شده تورات و تلمود بنيان نهاده شده است. نبايد فراموش کرد که تعدادي از رهبران صهيونيسم ملحد و بي دين هستند و دين يهود تنها پوششي براي رسيدن آن ها به مطامع سياسي و اقتصاديشان است.
اکثريت يهود آنچه به اصطلاح به تلمود معروف است را يک نوع قانون اساسي ديني مي دانند. تلمود عبارت است از پژوهش ها و نظريات خاخام ها و احبار يهود که در آن ها تمامي جوانب خصوصي و عمومي زندگي مشخص شده است. در آن ها احکام و تعليماتي آمده است که وضعيت اجتماعي و سياسي آن ها را توجيه مي کند و در قلب و دل آن ها و نسل هاي بعدي بذر کينه و عداوت و حس انتقام جويي از جامعه بشري و ديگران و خوردن مال مردم و قتل و کشتار و هتک حرمت ناموس آن ها را مي کارد و براي خوش گذراني از خون انسان در برخي مناسبات ديني استفاده مي شود و قطراتي از آن بر روي کلوچه هاي خاصي که در ايام عيد و ديگر ايام پخته مي شود، ريخته مي شود.
پراکندگي و مراکز نفوذ
صهيونيسم چهره سياسي يهودي جهاني است و همچنان که خود يهوديان توصيف کرده اند، مانند فشنو خداي هندوهاست که صد تا دست دارد. صهيونيسم هم در رژيم هاي حاکم بر جهان ايادي خاص خود را دارد که در راستاي منافع آن گام بر مي دارند.
اين صهيونيسم است که اسرائيل را راهبري و برنامه ها و سياست هاي آن را تنظيم مي کند.
ماسوني هم بر اساس آموزه هاي صهيونيسم و راهنمايي هاي آن فعاليت مي کند و رهبران جهان و انديشمندان زير نظر آن هستند.
صهيونيسم صدها جمعيت و انجمن در اروپا و آمريکا در زمينه هاي مختلف که به ظاهر متناقض هستند، فعاليت مي کنند ولي در اصل همه آن ها براي خدمت به منافع و مصالح يهوديت جهاني کار و تلاش مي کنند.
ـ برخي خيلي زياد در ميزان قدرت و توان آن مبالغه مي کنند و برخي هم آن را ناچيز مي انگارند. اين دو نظر هر دو اشتباه است چرا که واقعيت موجود بر اين نکته دلالت دارد که يهوديان اکنون دوران استثنايي و بلندپروازي خود را احيا مي کنند.
نتيجه گيري
صهيونيسم جنبشي سياسي و نژادپرست و افراطي است که هدف آن تشکيل دولت يهود در فلسطين است تا از آن طريق بر جهان حکومت کند.
نام صهيونيسم مشتق از کوه صهيون در فلسطين است و آموزه ها و تعاليم تورات و تلمود را که خواهان تحقير جامعه بشري و تقويت حس انتقام جويي از غير يهود است، تحريف کرده است و مبادي و اصول ويرانگر يهود را در کتابي تحت عنوان پروتکل هاي حکماي صهيون که خطرناک ترين قوانين و مقررات را در طول تاريخ در خود جاي داده است، مدون کردند.EMULE
v0.49a
http://prdownloads.sourceforge.net/emule/eMule0.49a-Installer1.exe
Xmule
این برنامه تحت لینوکس و یونیکس اجرا میشه
xmule-1.13.6.tar.bz2 1.19 MB
http://freshmeat.net/redir/xmule/41335/url_bz2/xmule-1.13.6.tar.bz2
xmule-1.13.6.x86-gcc33.package
*preferred 2.04 MB
http://prdownloads.sourceforge.net/xmule/xmule-1.13.6.x86-gcc33.package
Tribler 4.1.9
https://www.tribler.org/Download
http://www.slsknet.org/slsk156c.exe
SHAREAZA™ 2.3.1.0
http://surfnet.dl.sourceforge.net/sourceforge/shareaza/Shareaza_2.3.1.0_Win32.exe
WASTE 1.5
http://kent.dl.sourceforge.net/sourceforge/waste/waste-setup-1.5-beta-3-full-eng.exe
Poisoned v0.5191
http://mesh.dl.sourceforge.net/sourceforge/poisoned/Poisoned5191.zip
Phex
Windows
98/ME/2000/XP
Download phex_3.2.0.102.exe
http://prdownloads.sourceforge.net/phex/phex_3.2.0.102.exe
Mac OS X
Download phex_3.2.0.102_osx.zip
http://prdownloads.sourceforge.net/phex/phex_3.2.0.102_osx.zip
All other Systems (Linux/Unix etc.)
Download phex_3.2.0.102.zip
http://prdownloads.sourceforge.net/phex/phex_3.2.0.102.zip
Peercast
http://www.peercast.org/peercast-win32.exe
Peer2Mail 1.61 Build
#11
یه نرم افزار عالی
میتونید با این نرم افزار فایلهای رو در ایمیلتان ذخیره
کنید!!!
http://www.peer2mail.com/P2MSetup.exe
ourTunes
ourTunes
v1.3.3 (windows executable)
http://switch.dl.sourceforge.net/sourceforge/ourtunes/OT44.exe
Marabunta
http://marabunta.laotracara.com/descargas/windoze/marabunta.win32.0.3.2.zip
http://heanet.dl.sourceforge.net/sourceforge/kceasy/kceasy-0.19-rc1-setup.exe
http://surfnet.dl.sourceforge.net/sourceforge/mldonkey/mldonkey-2.9.5.static.i386.Windows.exe
Gnucleus
http://prdownloads.sourceforge.net/gnucleus/Gnucleus_1.8.6.exe?download
GNUnet
http://www.gnunet.org/download/win32/Setup-0.7.3.exe
FrostWire 4.13.5
http://dl.frostwire.com/frostwire/4.13.5/frostwire-4.13.5.windows.exe
IFolder
http://forgeftp.novell.com/ifolder/client/released/3.2.5347.1/win/ifolder3-3.2.5347.1-1-setup.exe
Limwire
نسخه مجانی
http://www9.limewire.com/download/LimeWireWin.exe
Freenet 0.7
http://downloads.freenetproject.org/alpha/installer/install.exe
DC++
http://mesh.dl.sourceforge.net/sourceforge/dcplusplus/DCPlusPlus-0.706.exe
Ares Galaxy
http://heanet.dl.sourceforge.net/sourceforge/aresgalaxy/aresregular209_installer.exe
مواد لازم برای ساخت یک کشور:
1-ساختن یک تاریخ مجعول
2-پیدا کردن یک کشور که البته مردم مظلومی داشته باشه و حاکمان خودفروخته ای نیز
3-حمله به این کشور و کشتن مردم این کشور به میزان لازم
4-وادار کردن مردم کشور به صلح با این وحشی ها
5-قانع کردن مردم دنیا به اینکه اینا میخوان به جای اینکه تو کشور خودشون زندگی کنند تو یک جای دیگه که آب و هوای بهتری داره زندگی کنن و همینی که هست میخای بخاه نمیخای پس میکشمت!!!!!
خانومای عزیز حالا ما یک کشور داریم (زوری) !!!!!
اگه هم قبول نکنید
1- تروریستید
2- طرف دار حقوق بشر نیستید
3- اصلا مگه این صهیونیست های مظلوم چه گناهی کردن [گریه شدید در این جا رخ میدهد]
این هم سرود ملی این کشور با سابقه!!!!!
- ترجمه به فارسی:
"تا زمانی که از ژرفای قلب،
روح یک یهودی هنوز در حسرت و آرزو است،
و پیش به سوی "شرق"،
چشمی صهیون را مینگرد،
امیدمان هنوز از دست نرفته،
امید دوهزار سالهمان،
که ملتی آزاد باشیم در سرزمین مادری خود،
منظور از اورشلیم همان شهر بیت القدس است

آیا میدانید قوم یهود تا بحال چند هزار نفر از پیامبران فرستاده شده از طرف خدا را در عرض چه مدت کوتاهی کشته؟
در حالی که ایرانیان از تمام پیامبران با احترام پذیرایی کرده اند.
عقیده اصلی قوم یهود اینست که نباید شخص دیگری یهودی شود چون نژاد خود را اصیل میدانند بقیه هموطن های خود را آدم حساب نمیکنند به همین خاطر دوست دارند!! تو یک جا با هم زندگی کنند.
http://bittyrant.cs.washington.edu/dist_090607/Azureus_2.5.0.0_BitTyrant_Win32.setup.exe

